آبادان ، قلب تپنده صنعت نفت ايران ، از همان سال هاي آغازين پيدايش نفت ، به سبب حضور گروه هاي مختلف مهندسين ، تكنسين ها وكارگران خارجي كه در صنايع نفتي به كار گمارده شده بودند ، از سال ها قبل از تأسيس و ايجاد سالن هاي رسمي سينما ، شاهد نمايش فيلم هاي صامتي بود كه در مكان هاي پراكنده مثل توقفگاه هاي اتومبيل و باغ ها با قيمت نازل براي مردم به نمایش در می آمد و نيز كارمندان انگليسي شركت نفت آن زمان ، گهگاه با خودروهاي سيار در گوشه و كنار شهر مستقر مي شدند و به نمايش فيلم هاي كوتاه بهداشتي و تبليغاتي مي پرداختند . در آبادان عمر سينما تقريباً برابر عمر پالايشگاه عظيم نفت (1287) است .در بولتن اولین جشنوارهء فیلم نفت آمده است که :
«به موازات گسترش تأسيسات صنعت نفت و همگام با آن گسترش شهر و افزايش جمعيت ، در كمتر از 65 سال ، آبادان با داشتن 13 سالن سينماي عمومي و بيش از 6 سينما متعلق به شركت ملي نفت ايران ، داراي بيشترين سالن هاي سينما در استان خوزستان و به احتمال زياد بين شهرهاي ايران – بعد از تهران – شد كه البته با گذشت زمان از شمار اين سينماها كاسته شد»
در حالی که طبق بررسی ها و پژوهشهای معتبر این برآورد خالی از اشکال نیست چرا که در این آمار ، سه سالن سینماهای مربوط به نیروی دریایی از جمله سالن لوکس و مجلل باشگاه ملوان در بوارده جنوبی و نیز سینمای کوچک گمرک ،سینمای ارامنه و چند سینمای دیگر در نظر گرفته نشده است و با لحاظ نمودن این سینماها ،آبادان دارای 28 سینمای کوچک و بزرگ بوده که در میان تمامی شهرهای ایران بعد از تهران بالاترین رتبه را دارا بوده است.در کتاب آمار ایران در سال 1353 خورشیدی که زیر نظر سازمان برنامه و بودجهء کشور چاپ و منتشر می گردید ،آمار سالنهای سینمای چند شهر بزرگ کشور بدینگونه نوشته شده است :
1-تهران 39 سینما 2-آبادان 28 سینما 3-شیراز 9 سینما 4-اصفهان 4سینما 5-مشهد 4 سینما.
همزمان با شروع پروژه ساختماني پالايشگاه نفت ، انگليسي ها محلي براي نمايش فيلم احداث كردند و با دستگاه آپاراتي كه از انگلستان آورده بودند ، تقريباً به طور منظم به نمايش فيلم هايي به زبان اصلي پرداختند .اولین سالن سینمای آبادان که بطور منظم و مرتب در آن فیلم نمایش داده شد ،سالن سینمای انگلیسیها در محل پتروشیمی فعلی ابادان بوده است که بعدها با ساخته شدن سالن سینما تاج این سالن را کارمندان ارشد انگلیسی به کارگران هندی تحویل دادند و این سینما که تا سه سال پیش هنوز هم بقایای آن باقی بود ،به سینما هندیها مشهور گشت.این سالن که سوله ای ساده بود و فقط فیلمهای صامت در آن نمایش داده میشد دارای یک پیانوی مارک korg بود که این پیانو نیز تا سه سال پیش وجود داشت ولی به دلایل نا معلومی!!! ناپدید گردید. یک افسر هندی که نواختن پیانو را در نیروی دریایی انگلستان آموخته بود در هنگام پخش این فیلمهای صامت وظیفهء نوازندگی و ارائه موزیک مطابق با حال و هوای فیلم را داشت. اولین فیلمی نیز که در این سینما به نمایش در آمد فیلم سینمایی میمون وحشی بوده است .
از اولين سالن نمايش ، نه فقط مردم شهر بلكه كارگران ايراني و هندي شركت نيز حق استفاده نداشتند ، البته انگليسي ها گهگاه در مناطق مختلف شهر با آپارات سيار فيلم هاي خبري بهداشتي و تبليغاتي به زبان اصلي نمايش مي دادند كه اگر چه مردم چيزي از فيلم ها دستگيرشان نمي شد ولي به محل نمايش هجوم مي بردند . اين سينماي سيار معمولاً در محل قرنطينه (محل سابق اداره بهداشت در كنار اروند رود) و حياط دبيرستان رازي تشكيل مي شد .یکی از کارگران ایرانی که برای پخش این فیلمها و به عنوان آپاراتچی استخدام گردیده بود و تا کنون در قید حیات می باشد و مردم آبادان به مناسبت شغلش او را عبدا... فیلمی می نامیدند در حال حاضر در بازار جمشید آباد مشغول کار و کسب است.
با پايان يافتن كارهاي ساختماني پالايشگاه و نزديك شدن زمان بهره برداري،انگليسي ها در كنار ساير امكانات و تسهيلات رفاهي نظير خانه هاي مجلل و مشجر ، بيمارستانها ، فروشگاه هاي بزرگ ، باشگاه هاي قايق راني ، اسب دواني ، گلف و استخر، در محل نزديك منازل سازماني رؤسا و كارمندان عالي رتبه شركت باشگاهي ورزشي و تفريحي به نام «جيم خانه» ساختند كه مدت ها در آنجا فيلم نمايش مي دادند . پيش از جنگ جهاني دوم ، در شرق آبادان ، در نزديكي محله بوارده جنوبي ، سينماي مجللي با آجر نسوز قرمز رنگ (موسوم به آجر لندني) ساخته شده بود كه در سال 1323 با نام سينما تاج افتتاح شد و محل اجراي نمايش و كنسرت هاي بزرگ نيز بود .
سينما تاج با 1178 نفر گنجايش ، تا مدت هاي طولاني فقط در انحصار رؤسا و كاركنان شركت قرار داشت .ساختمان سینما تاج که به شکل شیر نشسته ساخته شده بود ،دقیقاً به شکل کلاه ملکهء انگلستان طراحی شده است.
با گسترش پالايشگاه ، براي كارمندان و كارگران ايراني و هندي شركت نيز چند سالن سينما تأسيس گرديد . سينماي باشگاه نفت آبادان با دو سالن در منطقه بهمنشير ساخته شد . سالن زمستاني 700 نفر و محوطة تابستاني آن 1500 نفر گنجايش داشت و ويژة استفاده كارگران شركت نفت و اعضاي خانوادة آنان بود .
سينماي باشگاه گلستان نيز با 200 نفر گنجايش در منطقه بريم و سينماي تابستاني بريم (انكس) با 1000 نفر گنجايش براي استفاده كارمندان شركت نفت و اعضاي خانواده آنان (كه عضو باشگاه بودند) تأسيس شده بود . سينماي باشگاه نفت پيروز با 700- 600 نفر گنجايش آخرين سينماي شركتي بود كه ويژه كارگران ساخته شد و سالن نمايش دانشكده نفت نيز متعلق به شركت نفت بود كه در آنجا بيشتر فيلم هاي علمي – آموزشي نمايش داده مي شد .سینمای روباز باشگاه ملوان نیز اولین سینمای ایران بود که دارای امکان پذیرایی شام همزمان با پخش فیلم بوده و به همین دلیل دارای شش پردهء مجزا در شش جهت بوده است.
شركت نفت ایران و انگلیس در آن زمان ، براي تهيه فيلم ، به طور مستقيم با كمپاني هاي مشهور فيلم سازي مانند «متروگلدوين ماير» ، «كلمبيا» ، «فوكس قرن بيستم» ، «يونايتد آرتيستز» و«والت ديسني» قرارداد بسته بود . به همين سبب برخي از فيلم هايي كه در سينماهاي لندن به نمايش درمي آمد ، گاهي همزمان در سينما تاج و ساير سينماهاي كارمندي و كارگري شركت نفت نيز نمايش داده مي شد . اولين سينماي متعلق به بخش خصوصي كه عموم مردم مي توانستند از آن استفاده كنند در سال 1310 با نام «سينما شيرين» ساخته شد . اين سينما به عنوان تنها سينماي غيردولتي آبادان در آن زمان ، سينماي مجهزي با دو طبقه سرپوشيده و يك سالن نمايش تابستاني بود ، بعد از جنگ جهاني دوم ، با افزون دو طبقة ديگر به ساختمان آن ، تبديل به بزرگ ترين سينماي خوزستان – و بلكه ايران – شد .البته بعدها مدیران سینما رکس نیز قرار دادی با شرکت فیلم سازی فوکس قرن بیستم منعقد نمودند که بدین ترتیب مردم عادی آبادان نیز همزمان با مردم شهر نیویورک در ایالات متحدهء آمریکا و لندن در انگلستان قادر به تماشای آخرین فیلمهای هالیوودی شدند.
سینماهای آبادان اعم از سینماهای شرکت نفت و سایر سازمانها و چه سینماهای شخصی دارای درجه بندیهای متفاوت از عالی تا معمولی بودند که در سالنهای شرکتی این درجه بندی عالی تا معمولی کارکنان ارشد تا کارگران عادی را در بر می گرفت و در بخش خصوصی این رتبه بندی بستگی داشت به محل احداث این سالن ها در محلات مختلف و وضعیت معیشتی مردم آن محل ،مثلاً سینما نور در لین یک احمد آباد سینمایی معمولی محسوب می گردید و مشتریان این سینما نیز اغلب از عامهء مردم بودند ولی سینما سهیلا که در منطقهء امیری واقع بود دارای امکانات بیشتر و مجهزتر و مشتریان خاص بود.
پس از انقلاب فقط چند سالن سينماي محدود– به تعداد 6 سالن – فعال بودند كه با شروع جنگ تحميلي عراق ، همه سينماهاي آبادان تعطيل شدند و همگي نيز در طول جنگ آسيب ديدند و تعدادي نيز به كلي ويران شدند . سينماهايي كه در سالهاي اخير در آبادان بازگشايي شده عبارتند از سينما نفت(تاج)، سينما ايران، سينما آبادان، سينما پيروز ، سينماي تابستاني بريم، سينماي تابستاني باشگاه آبادان.
......هر چند که در حال حاضر عملاً فقط شاهد فعالیت سینما نفت (تاج سابق) در آبادان می باشیم ولی شهر آبادان همچنان به عنوان یک شهر هنری و هنرپرور مطرح می باشد و سینماگران بیشماری از جمله منوچهر طیاب(بزرگترین مستندساز جهان)ناصر تقوایی ،نجف دریابندی(دریا بندری)، حمید فرخ نژاد ،رویا افشار ،پیمان ماندگار و.... را تقدیم جامعهء سینمایی ایران نموده است.
در اینجا لازم است تا از دوست گرامی و هنرمندم آقای آرش آبخو بخاطر اینکه سخاوتمندانه اجازه دادند تا از عکس سینما رکس ایشان در این مطلب استفاده کنم سپاسگزاری کنم.


نظرات
سلام جناب مهتابی.
از توضیحات شما ممنون.نمی دانستم در این مورد بر شما هم ستم شده.متاسفم ،بسیار هم متاسفم برای آقای طرفی...اما ای کاش صبر می کردید،بیشتر صبر می کردید و نتایج زحمات تان را خود به ثمر می رساندید که حتم مسلم از آن چه در کتاب آقای طرفی منتشر شده بهتر و مستند تر می شد...مثل مستند شماکه نام زیبایی هم داشت،شیره سنگ...با کارگردانی خوب شما و صدای فوق العاده دوست خوبم رضا کریمی...شاد باشید.
ارسال توسط: سید محمد میر فصیحی | چهارشنبه،13 سپتامبر 2007
باز هم سلام...
یادم رفت بگویم عنوان تحقیقی شما بسیار با مسماو زیباست،از باکره مقدس تا خضر نبی...
ارسال توسط: سید محمد میر فصیحی | چهارشنبه،13 سپتامبر 2007
سلام آقای مهتابی.مطلب زیبا و خواندنی بود و بسیار اثر گزار.من هم این روز رو به همهء سینماگران آبادانی و بویژه جنابعالی که از افتخارات این استان هستید تبریک میگم و براتون آرزوی بهروزی می کنم.راستی من متاسفانه آبادانی نیستم سربندری هستم ولی عاشق آبادانی های مهربون مثل شما بوده و هستم
ارسال توسط: مسعوده نادری | چهارشنبه،13 سپتامبر 2007
باید بگویم برای من یکی مطالب فوق العاده جالبی بودند. پدرم هم هروقت از دوران جوانی حرف می زنند جذابترین و بیشترین خاطراتشان با سینماست. جالب است برایم که از کجا به این تاریخچه ها دست پیدا می کنید؟ به هر شکل متشکرم، اطلاعات خیلی خوب و صد البته افتخار آمیزی کسب کردم. موفق باشید و با آرزوی قبولی طاعاتتان در ماه مبارک.
ارسال توسط: رخشان | چهارشنبه،13 سپتامبر 2007
باید بگویم برای من یکی مطالب فوق العاده جالبی بودند. پدرم هم هروقت از دوران جوانی حرف می زنند جذابترین و بیشترین خاطراتشان با سینماست. جالب است برایم که از کجا به این تاریخچه ها دست پیدا می کنید؟ به هر شکل متشکرم، اطلاعات خیلی خوب و صد البته افتخار آمیزی کسب کردم. موفق باشید و با آرزوی قبولی طاعاتتان در ماه مبارک.
ارسال توسط: رخشان | چهارشنبه،13 سپتامبر 2007
سلام بااینکه اینجا سینماهایی داریم که صدای فیلم از دسته صندلی هر کس پخش میشود یا حتی بچه های کوچک نیز از دورترین نقطه میتوانند پرده سینما راببینند اما هروقت سینما میرم بی اختیار خاطرات خوش سینما تاج جلوی چشمم است وبهش افتخار میکنم
ارسال توسط: مهرناز | چهارشنبه،13 سپتامبر 2007
سلام بااینکه اینجا سینماهایی داریم که صدای فیلم از دسته صندلی هر کس پخش میشود یا حتی بچه های کوچک نیز از دورترین نقطه میتوانند پرده سینما راببینند اما هروقت سینما میرم بی اختیار خاطرات خوش سینما تاج جلوی چشمم است وبهش افتخار میکنم
ارسال توسط: مهرناز | چهارشنبه،13 سپتامبر 2007
سلام با اینکه اینجا سینماهایی داریم که صدای فیلم از دسته صندلی هر کس پخش میشود یابچه های کوچک هم میتوانند از ردیف آخرفیلم را به راحتی تماشا کنند ولی هروقت سینما میرم خاطرات شیرین سینما تاج جلوی چشمم است و همیشه بهش افتخار میکنم
ارسال توسط: مهرناز | چهارشنبه،13 سپتامبر 2007
ولد زن به شما سلام می کند.خواندم.باافتخار. جاوید شاد
ارسال توسط: ولدزن ( کورش کرم پور) | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
دوست بزرگوارم جناب مهتابي . از تلاش مقدس و ماندگار شما بسيار سپاسگزارم . اميدوارم اين تلنگر شما خواب خفتگان را آشفته سازد و بيداري بدخواهان اين مرز پرگهر را بر هم بريزد . هدف هنر عين روشمندي اش ، مقدس است و هرآنكه هنر را كه مبداء و معادي الهي دارد ، دستخوش اهداف زودگذر ميسازد ، بدون شك نسبت و قرابتي با مفهوم هنرمند ندارد.بيان دردها ، مصائب والبته زيباييهاي زندگي ، براي آموختن به ديگران ، براي تقبيح زشتي و تكريم زيبايي ، رسالتي الهي است. رسالت ما در زندگي،كشف زيبايي است . باقي همه انتظار مرگ است و انتظار و انتظار . و سينما ، چه زبان فصيحي است براي شرح اين دلدادگي ...
ارسال توسط: همشهري آرش | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
جناب مهتابی از لطف شما بسیار سپاسگزارم
توضیحات کامل شما بیانگر پیشینه فرهنگی این شهر است
همچنین جا دارد که یادی از دوست جوان و هنرمندو همشهری عزیز جناب رامتین لوافی پور نمائیم.
سر بلندی شما را از خداوند خواهانم
ارسال توسط: کامبیز | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
سلام کا.قشنگه
ارسال توسط: من | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
سلام آقای مهتابی...تلاش شما واقعن شایسته ی تحسینه...همچین مطالبی مخصوصن برای مایی که جز سینما تاج چیزی ندیدیم خیلی جالبه...ممنونم...یاحق...
ارسال توسط: کاپیتان بلک | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
سلام سایت خوبی است موفق باشی
ارسال توسط: حجت | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
سلام دوست من،
این همه نشان از خاک غریب و دیار عجیبی است که سرشت و شمایل مردمان بسیاری را شکل داده،آبادان...آبادانی ها...
شاد باشی همیشه.
ارسال توسط: سید محمد میرفصیحی | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
سلام دوست خوبم.
یک بار پیغام گذاشتم اما نمی دانم چرا ثبت نشد...
خاک غریب و دیار عجیب با همه یادگار هایش،آبادان،آبادانی ها.شاد باشی همیشه.
ارسال توسط: سید محمد میرفصیحی | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
هميشه به داشتن اين مكانها سينما و باشگاه به همه پز داده و باليده ام.
ارسال توسط: عاطفه | پنجشنبه،14 سپتامبر 2007
سلام آقاي مهتابي كتابي جمع آوري كردم با عنوان سينماي آبادان ويادمان سينما ركس كه در همين هته طبق مذاكرات قبلي براي ناشر مي فرستم اگرچه مطلب تاريخچه سينماي آبادان را از آقاي عباس بهارلوداريم ولي مطب شما متفاوت وقابل اراءه است .لذاتقاضا مي شود جهت هماهنگي تماس بگيريد .ممنون
ارسال توسط: مريم دلباري | جمعه،15 سپتامبر 2007
سلام جناب مهتابي بسيار استفاده كردم... فكر اينكه سال 53 آبادان 28 تا سينما داشته و مشهد شيراز 9 تا يا ... و حالا ... آدم رو به كف عميقي فرو ميبره ... ممنون و موفق باشيد ...
ارسال توسط: كوكا | جمعه،15 سپتامبر 2007
زحمات آن همشهری ارجمند در تهیه این مطالب قابل قدردانی و سپاس فراوان می باشد. شکی نیست که هنر سینما در پرورش فرهنگی جوانان برومند آبادان نقش اساسی داشته و جای خالی آن در حال حاضر کاملا مشهود میباشد. امید که با یاریگری اهالی فهیم و هنرمند زمینه تربیت نسل جوان فراهم گردیده خاطره های روزگاران وصل جاودان گردد. ان شاالله.
ارسال توسط: رضا موسوی | جمعه،15 سپتامبر 2007
سلام
ميهماني خدا بر شما هم مبارك باد شما هم ما را دعائي بفرمائيد.
واقعا دستتان درد نكند يكي از نكات متاسفانه منفي كه حتي دامن گير جوانان همشهريمان شده اطلاعات غلط و كذبي است كه با تمام خوش بيني كه بخواهم بكار ببندم توسط كساني كه گذشته پر شكوه ابادان براي انان بصورت يك عقده درامده است منتشر گرديده و از ابادان سيماي شهري صرفا محل عيش و نوش و بس را در انظار جلوه گر ميكند كذبي كه متاسفانه از سوي بزرگان اين شهر در زمينه هاي مختلف برخورد در شاني با ان صورت نگرفته است.
جوانان شهر ما بايد بدانند كه اين شهر در زمينه هاي مختلف بصورت ركني در كشور بود كه سينماهاي اين شهر و كارگردانانهائي كه تقديم اين كشور كرد باعث رشد و تعالي اين هنر گرديد .
راستي در عكسي كه از پل ايستگاه هفت گذاشتم در انتهاي تصوير ساختمان سينما ساحل هم موجود است.
دست شما درد نكند بابت تلاش زيبايتان.
التماس دعا يا علي
ارسال توسط: با شهيدان آبادان | جمعه،15 سپتامبر 2007
سلام
بابا با مرام نمی خوای این لوگویی که برات ساختیم رو تو وبلاگت بذاری؟
تاریخ سینما آبادان خیلی جالب و روان بود
ارسال توسط: علی فضول | یکشنبه،17 سپتامبر 2007
آقا شاهرخ خیلی نوکریم! ما که اون زمون ها نبودیم سینماها آبادان را ببینیم.. زبان ما شهر ویران شده تحویلمون دادند.
ارسال توسط: هواداران صنعت نفت | چهارشنبه،20 سپتامبر 2007
سلام بر شما دوستان گرامی،هواداران محترم،مودب و متعصب تیم محبوب صنعت نفت آبادان.دوستان گرامی،قبول دارم که در ایام شیرین و پرنازو نعمت این شهر پر رمز و راز شما و خیلی های دیگر هنوز به دنیا نیامده بودید(خود من هم 9 ساله بودم که دوران سخت آوارگی و هجرت آغاز شد)و بسیاری از زیباییها را ندیدیم و فقط از بزرگترها شنیدیم و حسرتش را کشیدیم و اکنون بر خرابه های آن عظمت از دست رفته نشسته و مرثیه می سراییم...ولی دوستان گرامی خوب است که به این سوال من پاسخ دهید:آیا این ویرانی و فاجعه در این شهر مورد خواست من،شما و یا والدین و حتی سیستم حکومتی ما بوده است؟مطمئناً منصفانه پاسخ خواهید داد که خیر،شهر ما مورد هجوم دشمنی اشغالگر واقع گردید و ناخواسته قربانی حرص و آز یک سردار دیوانهء جنگ افروز به نام صدام قرار گرفت،در طی این دفاع مقدس و جانانه شهر ما و همهء شهرهای ما بهترین جوانان را تقدیم حفظ این شهر و سایر سرزمینهای ایران اسلامی نمودند تا آنجا که نه قلمی را میشناسم و نه دوربینی را دیده ام که بتواند نمی از یم آنهمه فداکاری و ایثار را بازگو کند...اکنون که این شهر نیمه ویرانه به ما رسیده چه باید بکنیم؟در پاسخ به بزرگواریهای شهدایمان چه وظیفه ای را در پیش رو داریم و باید چه کنیم تا هم راه آن بزرگواران شهید را ادامه دهیم و هم شرمندهء آنان که مانده اند و ما را نظاره می کنند نباشیم؟دوستان خوب و جوانم،بیایید به جای خواندن آیهء یاس(که در هیچ کتاب مقدسی و بر هیچکدام از پیامبران بزرگوار نازل نگردیده است)دست در دست هم نهیم و این شهر محتضر را بار دیگر حیات دوباره بخشیم.دوستان و یاران بزرگوار،خدا میداند که یکایک شما خوبان چقدر برای من عزیز و ارزشمند هستید و همیشه به جوانان با مرام و غیور این شهر بر خود بالیده ام،راهی را که در پیش روی داریم راهیست سخت و طولانی ولی مقصد آن روسفیدی است و گردن فرازی در برابر نسلهای بعد از ما....آبادان خوب ما هم اکنون بیشتر از هر زمان دیگری چشم انتظار یاری من و توست،همچون مادری دلشکسته که با حسرت چشم به یاری دستان توانمند فرزندان جوانش دوخته است...دستها را به پیش آوریم.....
ارسال توسط: شاهرخ(بهرام مهتابی) | پنجشنبه،21 سپتامبر 2007
سلام
عبادات شما هم مقبول خداوند بابت عدم اطلاع شرمنده ولي بابت مطلبت اتفاقا چند تا كامنت بالاتر براي شما مطلبي گذاشتم دقيقا چهارتا بالاتر ماشالله چون دوستان زياد كامنت گذاشته اند ميان آنها گم شده .
بازهم بر شما درود كه تلاشي پاك در اين راه داريد.پيروز و سربلند باشيد
التماس دعا يا علي
ارسال توسط: باشهيدان آبادان | پنجشنبه،21 سپتامبر 2007
سلام
بابت عدم اطلاع پوزش ميخواهم اما راجب اين پست مطلبي را نوشتم كه موجود است بازهم تشكر از محبت شما بروزم با مطلب جنگ نا برابر.
يا علي
ارسال توسط: | پنجشنبه،21 سپتامبر 2007
سلام
خوبيد خيلي خوشحال شدم كه يك همشهري ديگه را در وبلاگم ديدم
البته من اصالتا اباداني هستم و ساكن اهواز اما هميشه گفتم ابادان يه چيز ديگه اي هست
وبسايتتون خيلي صفا داره
تبريك مي گم
من شما را لينك مي كنم نه به خاطر اينكه من را لينك كنيد به خاطر ابادان
يا علي
ارسال توسط: سلما | پنجشنبه،21 سپتامبر 2007
سلام همشهریه عزیزم. خیلی خوشحالم که به وبلاگ کوچیکه من سر زدی. وبلاگتون رو سیو کردم که سر فرصت با دقت همه مطالبش رو بخونم. موفق باشی.
باز هم به من سر بزن. خوشحالم می کن ی
ارسال توسط: قاصدک | جمعه،22 سپتامبر 2007
راستی من متوجه نشدم چطوری باید اسم قاصدک رو به اسامیه دوستانتون اضافه کنم:-؟
ارسال توسط: قاصدک | جمعه،22 سپتامبر 2007
سلام
خوبي كوكا ؟
چه اسم با حالي گذاشتي ها
اينو بهتون حق مي دم كه حق اباداني ها ضايع شده
موفق باشي
باز هم بيا
باي
ارسال توسط: هدي | جمعه،22 سپتامبر 2007
پنج مهر از آبادان خواهم نوشت . باید بنویسم از خیس شدن اشکهایم در کنار اروند رود
ارسال توسط: محمد آقازاده | شنبه،23 سپتامبر 2007
پنج مهر از آبادان خواهم نوشت . باید بنویسم از خیس شدن اشکهایم در کنار اروند رود
ارسال توسط: محمد آقازاده | شنبه،23 سپتامبر 2007
سلام
برادر عزیزم با ایده و طرحتان موافقم و امیدوارم که در موردهای دیگر هم بتوانیم اینگونه عمل کنیم فعلا مطلب مشخصی را نمیتوانم اسم ببرم ولی حتما مطلبی را آماده خواهم کرد.
با تشکر از شما
ارسال توسط: باشهيدانآبادان | شنبه،23 سپتامبر 2007
سلام جناب مهتابی عزیز...
عجب پیشنهاد به جا و جذابی،اصلا کار مهم وبلاگ ها همین است،چیزی که به بازی وبلاگی معروف شده...من هم در این بازی جذاب واژه ها هستم، سعی می کنم با نوشته ای در کار پیشنهادی شما شرکت کنم.سالروز شکست حصر آبادان گرامی باد...ممنون از شما.
ارسال توسط: سید محمد میرفصیحی | شنبه،23 سپتامبر 2007
همشهری گرامی سلام.
جایزه هم داره؟ البته مو 31 شهریور طرح یه قصهء کوتاه رو زده بودم ولی خب وقتش نشد. یادش بخیر. او روز تو منطقه سومار امدادگر بودم و همه بم تبریک می گفتن. امید که بتونم کاری انجام بدم.ان شاالله
ارسال توسط: سیدرضا موسوی | یکشنبه،24 سپتامبر 2007
سلام. امیدوارم این پست پاسخی به درخواست شما باشد. خبرم کنید.
http://www.asalbanoomardazad.blogfa.com/post-71.aspx
ارسال توسط: عسل بانو دختر آبادان | سهشنبه،26 سپتامبر 2007
سلام جناب مهتابی
با(آتش در دو سوی خاک مقدس)اجابت دعوت شد. شاد باشید.
ارسال توسط: سید محمد میرفصیحی | سهشنبه،26 سپتامبر 2007
سلام خوشحال شدم باهاتون آشنا شدم.بنویسین محرومیت ها رو بلکه بعضی ها یه تکونی بخورن...
ارسال توسط: tفهیمه | شنبه،30 سپتامبر 2007
سلام من تصادفی از این سایت دیدن کردم.خسته نباشید .خوشحالم از اینکه شما چنین عملی راانجام دادید .من هم در حال فعالیت در همین زمینه هستم خوشحال میشوم من را کمک کنید اگر هم دوست داشتید یه آرم برای این سایت طراحی کنم.به امید موفقیت روز افزون شما و همه بچه های آبادانی مخصوصا بچه های فیلم سازی
ارسال توسط: زهرا دریایی | سهشنبه،10 اکتبر 2007
salam
matalebeton delneshino jazab va delneshine
movafag bashid
ارسال توسط: marjan | دوشنبه،16 اکتبر 2007
اول: خراب ِاسم سايتتّم: obodan
دوم: قسمت بزرگي از تاريخ سينماي ايران با آبادان پيوند حورده است.
شاد و مشغول باشيد
ارسال توسط: پيكولو | دوشنبه، 6 نوامبر 2007
dorud.
dametan garm, az dur yad e shahr khofteh zendeh mikonid
payandeh baashid
ارسال توسط: mojtba | دوشنبه، 6 نوامبر 2007
ای ول
یاشاسین آبادان
مرحبا
اهلا و سهلا
عربا تو صحنن
ارسال توسط: من | شنبه،11 نوامبر 2007
باسپاس ازمطلب خوبت كه نوستالژي شيرين كودكي ماست.سوار بر دوچرخه.عبورازلين دوغه.خيابون زند(طالقاني).كليساي ارامنه.دبيرستان رازي.خيابون شهرداري.كوچه دژبان.ودوباره: لين دوغه.وبعدازظهر تابستان پياده تا سينما بهمنشير.و همواره بحث درمورد سينما.به اميد شكوه مجدد آبادان.
ارسال توسط: س.بيژني | سهشنبه،21 نوامبر 2007
سلام من متولد آبادان نیستم ولی از سال 71 تا77 اونجا زندگی کردم خیلی از شهرهای ایران زندگی کردم ولی خداوکیلی هیچکدومشون آبادان نمیشن انصافا خاکش دامنگیره واقعا حیف از آبادان با این موقعیتش فقط بخاطر بی توجهی مسولین به این شهر باید بصورت نیمه ویرانه باقی بمونه شهری که تو خیلی از زمینه هابعد از تهران دومین شهر بوده از جمله سالنهای سینما که شما بهش اشاره کردید و الان شاید بیستمین شهر ایرانم نباشه به خدا اگه بخوایم عقب موندگی آبادان رو فقط به گردن جنگ بندازیم بی انصافی کردیم مگه جاهای دیگه دنیا جنگ نشده همین بوسنی الان اثری از آثار جنگ توش نیست بابا 20 ساله جنگ تموم شده جنگ بهونه است اینا نمیخوان به این شهر اهمیت بدن و این وسط مردم ستم کشیده آبادانن که باید حسرت گذشته رو بخورن به والله اگه به این شهر اهمیت داده بشه کیش و قشم و بندر عباس رو باید تعطیل کنن و دقیقا بخاطر همین موضوعه که نمی خوان آبادان رونق گذشته رو بدست بیاره موفق باشید به امید روزی که آبادان رو بهتر از گذشتش ببینیم
ارسال توسط: محمد | پنجشنبه،14 دسامبر 2007
درود بر همشهریان گرامی
برای من که زیاد یادی از سینماهای آبادان عزیز ندارم ابن مطالب بسیار جالب و خواندنی بود خسته نباشید
زنده باد شهر خدا موفق و پاینده باشید بدرود
ارسال توسط: سیر | پنجشنبه،28 دسامبر 2007
سلام مجدد به فرزند خلق سرزمین نفت
مطلب بسیار جالب و زیبایی بود و راستش کلی دلم گرفت و بغض گرفتم! یاد اون روزا بخیر!
راستی مسجدسلیمان هم فکر کنم مجموعا 4 سینما داشت دو سینما خصوصی داشت به نام های سینما دیانا و سینما ستاره آبی و دو سینما شرکت نفت یکی سینما باشگاه مرکزی که خاص کارمندان بود و سینما باشگاه نفتون
زنده باشی
اختر
ارسال توسط: اختر | دوشنبه،15 ژانویه 2008
من علي هستم متولد 1363 وبچه مشهد هستم اما بزرگ شده ابادان هستم دلم براي شهرم تنگ شده به اميد ديدارت شهر من وسلام بر ابادان وكل شهرهاي استان خوزستان و مي گم دوست دارم
ارسال توسط: ali | دوشنبه،15 ژانویه 2008
من حسن روشني متولد1347درشهرآبادانم،شهري كه فكرميكنيم هست ولي فقط اسمي ازش مانده،الان سالهاست كه ساكن كرج ميباشم وفقط با يادگذشته هاي آن دلخوشم ونفس ميكشم سال قبل دردنامه اي بنام پرسه دركوچه پس كوچه هاي غريبي نوشته ام كه به صورت كتابي ميباشدوخاطرات واقعي خودم ازشهرهميشه زيباوجاويدآبادان است هركدام از همشهريهاي عزيزاگرخواست كه خاطراتم رابرايش ارسال كنم به من ايميل بزنه
ارسال توسط: حسن روشني | سهشنبه،23 ژانویه 2008
با سلام
ازاین همه مطلب خواندنی لذت بردم واحساس افتخارتوائم با غم کردم .
راستش دلم برای آبادان خیلی تنگ شده است دنبال فرصتی هستم که فرزندانم را برای بازدید ازابادان به آنجا بیاورم .
خیلی ممنون از تجدید خاطرات
ارسال توسط: فرشته حسین آبادی | جمعه، 7 ژوئن 2008