« فروردینماه 1389 | صفحه اصلی | آذرماه 1389 »
9 خرداد 1389
کتاب گداخته هم به جمع چاپ دومی ها رسید.
کتاب "گداخته" تولید دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری در ۱۹۲ صفحه با شمارگان ۲۵۰۰ نسخه و به قیمت ۳۲۰۰ تومان منتشر شده است.
اهمیت پر کردن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در آبادان.
تسریع در احداث جادهء کمربندی آبادان و خرمشهر
خاطراتی از حضور آیت الله جمی در جریان مقاومت خرمشهر.
*صبح سومین روز جنگ
صبح سومین روز جنگ، اهواز بودیم. خبر رسید خرمشهر دارد سقوط میکند، شب همان روز با ۳۰ - ۴۰ نفر حرکت کردیم و نزدیک صبح به خرمشهر رسیدیم، کنار مسجد جامع خرمشهر آیتالله جمی (ره) و حجتالاسلام نوری امام جمعه خرمشهر را دیدیم، به آیتالله جمی خودمان را معرفی کردیم و گفتیم از اصفهان آمدهایم و حکم سپاه و دادگاه را نشانش دادیم. در خرمشهر هیچ تشکیلاتی نمانده بود، عراقیها همه جا را زده بودند، علاوه بر سپاه، فرمانداری به آتش نشانی و ادارهها و خانههای مردم هم رحم نکرده بودند، منافقان هم بیکار ننشسته بودند و مرتب در شهر خرابکاری میکردند.
هیچ کس هم جانش در امان نبود، آنقدر گلوله میآمد که در روز اول همه یا زخمی شدند یا شهید. زخمیها و موجیها را به عقب میفرستادند. ما هم شهیدان را با لباس وشبانه در قبرستان خرمشهر دفن میکردیم. وضع به قدری سخت بود که از ۳۰ نفری که از اصفهان به خرمشهر آمدیم فقط ۳ نفرمان ماندیم، من و حسن صفا و بنایی.
وقتی مظلومیت شهر و مردم خرمشهر را دیدم با خدا عهد کردم یا با شهادت و پیروزی یا با شکست دشمن بعثی از خرمشهر بروم.
*۱۱ماه از آب گل آلود کارون و بهمن شیر میخوردیم
عین باران گلوله و خمسه خمسه توپ میآمد، آب و غذا هم نبود. در این مدت مانند ۱۱ ماه محاصره آبادان از آب گل آلود بهمن شیر و کارون خوردیم و با خرما آرد و آذوقه بجا مانده در مغازهها و منازل مردم شکممان را سیر کردم البته این کار را با اجازه شرعی آیتالله جمی و آیتالله نوری انجام میدادیم. امیدوارم مردم شریف آبادان و خرمشهر ما را حلال کنند که از امکانات و آذوقه آنها استفاده کردیم و البته راه دیگری هم نبود. خود مردم هم حضور داشتند.
مجروحها را همان داخل شهر سرپایی مداوا میکردند، حتی اوراژانس نبود. توی خرمشهر دوباره یک گروه تشکیل دادیم و ۱۰ - ۲۰ نفری شدیم، صبحها بعد از نماز صبح تفنگهایمان را روی کولمان میانداختیم و به سمت عراقیها میرفتیم. تا عصر میجنگیدیم، عصر آتش بس میشد، عراقیها هم عادت کرده بودند به این برنامه زمانی جنگی. جمعیت عراقیها و تجهیزات آنها چندین برابر ما بود اما نمیتوانستند ما را بزنند طوری که از شلیک زیادی گلوله و توپ خود عراقیها خسته میشدند و نیاز به استراحت داشتند. لذا بخشی از شب درگیری نبود.
عراقیها بیست و چهارمین روز جنگ تا روبروی در مسجد جامع پیشروی کردند و تیر بار گذاشتند و از چهار راه گل خانه تا رودخانه هر جنبدهای را میزدند. عملا شهر سقوط کرده بود ولی باید به صورت چریکی و پارتیزانی با آنها میجنگیدیم.
*۲ ساعت با بهروز مرادی برای مظلومیت مردم خرمشهر گریه کردیم
من و بهروز مرادی که از بسیجیان شجاع خرمشهر در عین حال فرمانده بسیار لایقی بود برای نجات شهر تصمیم گرفتیم و روی پشت بام خانهای روبروی مسجد برویم. از روی پشت بام مسجد و اطراف را نگاه کردیم کف خیابان از جلوی در مسجد تا سه راهی مقابل، پر از جنازه بود زن و و مرد و کودک بود، بعضی جان داشتند و بعضی هم شهید شده بودند. ۲ ساعت اول، همراه بهروز به جنازهها نگاه میکردیم و برای مظلومیت مردم خرمشهر و رزمندگان ارتش و سپاه که هیچ امکاناتی نداشتند گریه میکردیم. عراقیها با یک قبضه تیر بار در یکی از ساختمانهای کوچه گلخانه راههای ورودی به مسجد را دائم با توپخانه، کاتیوشا و خمپاره میزدند. یک لحظه موقعیت تیربارچی و تک تیرانداز عراقی را پیدا کردیم، خوشحال شدیم با بهروز مرادی نقشه کشیدیم یک نفرمان دیدبانی کند و دیگری شلیک کند، بهروز از من قویتر بود. قرار شد او شلیک کند. من دیدهبانی کردم وقتی موقعیت را مناسب دیدم، داد زدم: بهروز الله اکبر شلیک کن، بهروز آرپیجی را با فریاد یا فاطمه زهرا(س) شلیک کرد.
آرپیجی به میله وسط پنجرهای خورد که تیربار پشتش بود. من با دوربین صحنه را میدیدم. اتاق آتش گرفت، داد زدیم: عراقیها را زدیم، عراقیها را زدیم و به سمت عراقیها دویدیم، سه چهار نفرشان تکهتکه شده بودند، بقیهشان هم از ترس فرار کردند وقتی ما به طرف عراقیها دویدیم تعدادی از بچهها که داخل مسجد محاصره بودند دنبال ما دویدند و با تیراندازی وارد محل عراقیها شدیم.
*این مرتضی اصفهانی ما را به کشتن میدهد
روزهای بعدی هم مثل گذشته در خرمشهر میجنگیدم یعنی صبح تا عصر وقت جنگ بود و بعد آتش بس میشد، جنگ در خرمشهر ۵ جبهه داشت: گمرک، پل نو، پلیس راه، صابون پزی و صد دستگاه.تلفات بسیار بالا بود، شهید و زخمی زیادی داشتیم. آتش توپخانه اصلا نبود.
اشکال عراقیها این بودکه دشت وار نمیآمدند بلکه محور به محور حمله میکردند در نتیجه ما حملات آن را دفع میکردیم البته اگر دشت وار هم میآمدند حریف رزمندگان نمیشدند و تلفات سنگین میدادند.
از روزی که حمله دشمن به مسجد جامع را دفع کردیم، تصمیم گرفتیم شبانه حمله کنیم اما خودمان هم دقیقا نمیدانستیم قرار است چه کار کنیم، بچهها میگفتند این مرتضی اصفهانی میخواهد ما را به کشتن بدهد، چون تا اون موقع اگر کسی شبانه تیراندزای میکرد به عنوان ستون پنجم او را میگرفتند.
حمله شبانه را اینگونه تجربه کردیم؛ ابتدا سر و صدا به راه انداختیم. عراقیها غافلگیر شدند و تیراندازی کردند. ما هم محل حضور آنها را پیدا کردیم. بعد بدون سر و صدا به آنها نزدیک شدیم و نارنجک میانداختیم. بعضی جاها حتی روی سر عراقیها نارنجک میانداختیم! وحشت میان عراقیها افتاد قدرت دفاعی را کاملا از آنها گرفتیم.
*عراقیها با ۳هزار نفر خرمشهر را گرفتند
روزهای آخر محاصره عراقیها با چند گردان که نزدیک ۳هزار نفر میشدند، حمله کردند. ۵ - ۶ نفر از بچههای گروه ما شهید شدند و من و تعداد دیگری هم زخمی شدیم و از آنجا من را برای مداوا به بیمارستان طالقانی بردند. همان شب خبر رسید خرمشهر را گرفتهاند. آن طور که شنیدم در غرب پل خرمشهر هم آنچنان که باید، درگیری نبود. پاسداران خرمشهر و آبادان و یک گروهان از گردان سرهنگ کهتری از ارتش روی پل خرمشهر مستقر شده بودند، عراقیها هم چون نمیخواستند پیروزی به دست آمده را از دست بدهند و ۳۵ روز مقاومت مردم، ارتش، سپاه و بسیج در خرمشهر آنها را کلافه کرده بود از سمت خودشان پل خرمشهر را منفجر کردند.
خرمشهر پاره تن همه بود. همه تا آنجا که میتوانستند جنگیدند تا سقوط نکند. بعد از اشغال هم مقاومتها آنقدر ادامه پیدا کرد تا بالاخره آزاد شد.
بیمارستان هم فرصت خوبی برای من بود تا با بچههایی که از شهرهای دیگر میآمدند، آشنا شوم. همانجا بیشتر دوستان مجروح را سازماندهی کردیم و صبح روزی که امام فرمان شکست حصر آبادان را دادند با همین بچهها به سمت جاده اروند کنار حرکت کردیم. اینجا من فرمانده گروهان بودم و بعدها این گروهان به گردان کربلا و بعد به تیپ ۲۵ کربلا تبدیل شد.»
30 میلیارد بشکه نفت خام در منطقهء اروند کنار.
برگزاری جشنوارهء نشاط اجتماعی در منطقهء آزاد تجاری اروند.
ساخت فیلمی طنز آمیز در آبادان
سهم آبادان در آزاد سازی خرمشهر.
شهید بهزاد ارشدی
شهید حبیب بودزاد
شهید احمد جهانبانی وشان
شهید محمدحسن عادی زاده
شهید محمدرحیم دهداری
شهید منصور توانگر
شهید منصور داروئیان
شهید مجید زاهدی
شهید اردشیر محمدی
شهید رضا طاهری
شهید عبدالحسین صابرلاری
شهید اسماعیل شریفی
شهید موسی آقاهادی
شهید منصور کارکوب زاده
شهید بلال(بیژن) طبیبی
شهید منصور آقاجری
شهید عبدالامیر تقی زادهء دزفولی
شهید عبدالامیر یازعی
شهید سیدهادی پورهاشمی
شهید حسینعلی کیانی زاده
شهید احمد یاردون
شهید حافظ علیزاده
شهید سیدحمدالله بیدل موسوی
شهید عبدالرحیم شریفی نیا
شهید علی دانیانیان
شهید جاسم دریساوی
شهید سلیمان رضایی
شهید سیدمسعود ساجدی
شهید حسین جوکار
شهید عبدالخالق(کریم) عدنانی پور
شهید کریم زویداویان پور
شهید حامد دریس
شهید جمال صالحی کازرونی
شهید حسین رسول ناصری
شهید محمدحسن لرزادهء کاشفی
شهید مرتضی زارعی
شهید احمدرضا ضرغامی
شهید یوسف شیاسی ارانی
شهید علیرضا ذاکر امام رضا
شهید محسن حدادی
شهید سیدحسن مقدم
شهید سیدجاسم حلاوی زاده
شهید سیداحمد برنجانی
شهید علیرضا پوشیاس
شهید علیرضا تاجیک
شهید ابراهیم چنگیزیان
شهید کیخسرو پهلوان
شهید جمشید برون
شهید حجت الإسلام شیخ کاظم سعیدی نیا
شهید حسین نامداری پور
شهید عبدالرحیم خلفی
شهید مسعود شیخ احمدی پور
شهید عبدالعظیم ابراهیم زاده
شهید حسن عبداللهی
شهید سیداسماعیل علوی پور
شهید محمدعلی بردخویی
شهید مهدی(مهران) جوکار
شهید سیدعبدالرضا موسوی
شهید بهروز لطیفی
...
اینها تنها تعدادی از شهدای آبادان در عملیات « بیت المقدس» بودند، که نه تنها هیچ نامی از آنان نرفت، بلکه خیلی از آنها هنوز که هنوز است، ناشناخته و گمنام مانده اند.
درود و سلام خدا بر تمامی شهیدان راه حق و زنده و جاوید باد یاد: و نام و خاطرهء فاتحان خونین خرمشهر!
ای کاش از پتانسیل بالای منطقهء اروند استفاده شود.
مدیر عامل منطقه آزاد اروند اظهار کرد: معافیت گمرکی که (ورود ماشین آلات دست دوم و مستهلک بدون عوارض گمرکی)، ، ثبت شرکت برای تولیدکنندگان، مزایای ویژه برای تولیدکنندگان صنایع صادراتی، قیمت پائین زمین، آزادی مشارکت با سرمایه گذاران خارجی و... است از دیگر مزایای این منطقه محسوب می شود.
امام(ره) نیز بر نام اروند رود اصرار داشتند.
مشاور عالی بینالملل مقام معظم رهبری افزود: در مذاکرات ژنو درباره قطعنامه ۵۹۸ در احتجاجی که با «طارق عزیز»، وزیر خارجه سابق عراق، در حضور دبیرکل سازمان ملل متحد بر سر نام اروند رود داشتم، بنده این رودخانه را اروند رود گفتم که «طارق عزیز» در پاسخ گفت: شطالعرب. بنده ادامه دادم: شط العرب یک نام جدید است که حداکثر در سیصد سال گذشته استفاده شده، ولی اروندرود در شاهنامه فردوسی که بیش از هزار سال از عمر آن میگذرد، بیان شده است.
علیاکبر ولایتی در پاسخ به این پرسش که فتح خرمشهر چه تأثیری در ادبیات مسئولان سیاسی کشورها داشت، گفت: پیش از فتح خرمشهر با این تصور که صدام مسلط بر جبهه جنگ است، از او حمایت و از موضع حامیان فاتح جنگ صحبت میکردند؛ اما پس از سوم خرداد از موضع مدافعین یک شکست خورده سخن میگفتند.
آنان پیشتر گمان میکردند که اگر جنگ ادامه پیدا کند، مقصودی که برخی از عربهای منطقه و برخی کشورهای غربی داشتند، عملی میشود و جمهوری اسلامی یا از بین میرود و یا تعدیل میشود.
پس از فتح خرمشهر، هر کس به ما میرسید، میگفت: چرا صلح نمیکنید؟ برخی از کشورهای منطقه که به صدام کمکهای مالی کلانی میکردند، به ما که میرسیدند، میگفتند: الصلح خیر. این تغییر موضع مشهود بود.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این پرسش که چرا پس از فتح خرمشهر جنگ ادامه یافت، بیان کرد: فتح خرمشهر یک نقطه عطف بود، اما پایان کار نبود و هنوز حدود سی هزار کیلومتر مربع از خاک ما در اشغال عراق بود. اگر آتش جنگ خاموش و جبههها سرد میشدند، بر ما همین میرفت که در جنگ دوم ایران و روس در سال ۱۸۲۶ میلادی رفت.
وی همچنین افزود: نیروهای عراقی کادر بودند، در حالی که نیروهای ما اغلب بسیجی و مردمی. هر کسی کاری داشت، رها کرده و به جبهه آمده بود، اگر جنگ متوقف میشد، نیروهای مردمی از جبههها میرفتند، ولی نیروهای کادر عراقی که در آغاز جنگ، دوازده لشکر بودند و تا اواخر جنگ به بیش از چهل لشکر رسیدند، در جبههها باقی مانده بودند؛ بنابراین، اگر ما در گفتوگوها به جایی نمیرسیدیم و آنها احساس میکردند جبهه ایران خالی است، بار دیگر جنگ را از سر میگرفتند.
پس این چه استدلالی است که پس از خرمشهر باید صلح میکردیم؟! صلح با کسی که خاک ما را اشغال کرده بود، همانند صلح اعراب با اسرائیل بود.
در آبادان با گرانفروشان برخورد قاطع خواهد شد.
8 خرداد 1389
امام جمعهء آبادان خواستار برخورد جدی با پدیدهء بدحجابی و بی بندوباری شد.
تاثیر منفی پدیدهء گردوغبار در آبادان بر صنعت توریسم و گردشگری.
امیری توضیح داد: استان خوزستان با توجه به حضور راهیان نور یک استان ارزشی است اما ما در حال حاضر در فقر فضای سبز به سر میبریم. پدیده گردوخاک نیازمند توجه جدی مسؤولان است. هم چنین منطقه آزاد اروند اقدامات خوبی را در زمینه گردشگری آغاز کرده که در صورت ادامه پدیده گردوخاک تاثیر چندانی نخواهد داشت.
او تصریح کرد: باید با کنترل پدیده گردوخاک در خوزستان برای حضور مردم در استان ایجاد انگیزه کنیم نه این که اجازه دهیم این پدیده قوت گرفته و مانع توسعه صنعت گردشگری استان شود.