نوروز در آبادان
ایام بهار در هر نقطه ای از جهان، مصادف با تحولات خاص طبیعی و فرهنگی می باشد، این تحولات می توانند از نشانه ای کوچک مانند باز شدن یخهای یک رودخانه و یا چشمه باشند تا تحولاتی بزرگ و شگرف در همهء سطوح طبیعت.
در کشور ما ایران نیز، این تحول بزرگ طبیعی بدلیل وجود عوامل خاص اقلیمی و نیز پیشینهء غنی فرهنگی، همراه می شود با تحولاتی مشهود و کاملاً چشمگیر در تمامی سطوح و لایه های اجتماعی. تا آنجا که در ایام شروع فصل بهار، در کشور ایران، جایی را نمی توان یافت که از اثرات ناشی از این دگرگونی فصل بی بهره بماند.
آبادان عزیز ما نیز، با توجه به خصوصیات خاص جغرافیایی و دیگر عوامل موجود در آن،از جمله جاذه های خاص گردشگری و توریستی از دیر باز مورد توجه تمامی مهمانان نوروزی قرار داشته است.
چرا که آبادان با توجه به هوای ملایم و بهاری خویش در روزهای اول بهار، و نیز وجود بازارهای بسیار متنوع و نیز هتل های گوناگون با قیمتهای مختلف که هر کدام مطابق با وضعیت مالی گروهی می باشد، محلی بسیار مناسب برای هم تفریح و هم خرید اجناس و کالاهای خارجی مردم بوده است.به قولی هم فال بوده و هم تماشا....
آنان که سالهای پیش از آغاز جنگ تحمیلی را به یاد دارند، می دانند که از یکی دو روز مانده به سال تحویل، حتی پیاده روهای شهر آبادان، پذیرای چادرهای کوچک و بزرگ مهمانانی بود که به هر حال حضور در این چادرها را بر سکونت در هتل ها و مهمانپذیرهای این شهر ترجیح می دادند.
در میان سوغات آبادان، شاید ادویهء آبادان از دیگر ارمغان های این شهر توجه بیشتری را به خود جلب نماید، در شهری که خرما و ماهی و حصیر و بوریایش، زبانزد خاص و عام است، عطر ادویه اش هوش از سر هر اهل «دلی» می رباید و خواه ناخواه او را به دنبال خویش می کشاند. اصولاً مردم آبادان، با توجه به طبع جنوبی و دریایی خویش و نوع غذاهایی که خاص این مناطق می باشند، علاقهء فراوانی به مصرف ادویه جات بویژه ادویجات هندی و پاکستانی دارند که در این شهر کم نیستند مغازه های عطاری که همه گونه ادویه ای را برای عرضه آماده دارند.
در میان این همه ادویه فروشی در شهر آبادان، ناگفته پیداست که ادویهء جلالی با بیش از هفتاد سال قدمت و پیشینه در این شهر، از همه سر شناس تر و پر رونق تر است.
این مغازهء خوشنام که اینک متعلق به حاج محمد جلالی می باشد، ابتدا از آن حاج عبدالعلی جلالی پدر ایشان بوده است که اصالتاً از تبعهء کشور عربستان صعودی بوده و نیاکانشان از آن شبه جزیره، رهسپار این جزیره شده اند.
حاج محمد برای حفظ نام نیک این دکهء عطاری، و تهیهء ادویهء اصل و مرغوب تلاش بسیاری از خود نشان می دهد تا مبادا اعتبار این مغازه از بین برود.
شاید در اینجا لازم باشد تا یادی بکنیم از مرحوم شاهمراد، حکیم باشی و عطاری که به سه نسل از مردم این شهر خدمت نمود و به قول مرحوم مادر بزرگم: مرده را با یک نسخه زنده می کرد....
مردم قدیم آبادان از درمانها و نسخه پیچی های این مرد حکیم قصه و حکایت بسیار در دل دارند.
در اینجا برای همهء عزیزان آبادانی آرزوی سالی پربار نموده و از خداوند می خواهم که سال 87 را سال سلامتی و تندرستی همشهریان و نیز رونق شهر آبادان قرار دهد و نا گفته می دانم که این مردم خوب و صبور، مانند همیشه میزبانانی بسیار مهربان برای مهمانان نوروزی خویش خواهند بود.
و به مهمانان عزیز نوروزی که قصد حضور در آبادان را دارند، ضمن عرض خوش آمد و قدم بر چشم، فقط یادآوری می کنم که:
در این شهر آهسته قدم بردارید، در هر جای این خاک، لاله ای خفته است.....


نظرات
سلام شاهرخ عزیزم.خوب هستی؟سال نو مبارک باشه برای تو خانوادهء محترمت.این مطلب رو که خوندم یادم آمد به اون دی وی دی که چند هفته پیش توی خونهء شما در اهواز با هم دیدیم و مربوط می شدبه نوروز 1353 در آبادان و خرمشهر.بلم ها و قایقهای کوچیک در حالی که گروههای بندری با نی همبون توشون نشسته بودن مردم رو سوار می کردن و روی شط سواری می دادن، و چون فیلم صامت بود از تو پرسیدم که ای کاش می فهمیدیم که چه آهنگی می خونند و تو یه کم دقت کردی و شروع کردی به خوندن:وه،مث بید مجنون وای گلی جون سینتو بلرزون دلم نکون خون،مونه کردی حیرون وای گلی جون بخدا دوستت میداروم مو از دل و جون...
یادش بخیر.شاد باشی.بهت زنگ می زنم
ارسال توسط: پ.م | چهارشنبه،20 مارس 2008
سلام شاهرخ عزیزم.خوب هستی؟سال نو مبارک باشه برای تو خانوادهء محترمت.این مطلب رو که خوندم یادم آمد به اون دی وی دی که چند هفته پیش توی خونهء شما در اهواز با هم دیدیم و مربوط می شدبه نوروز 1353 در آبادان و خرمشهر.بلم ها و قایقهای کوچیک در حالی که گروههای بندری با نی همبون توشون نشسته بودن مردم رو سوار می کردن و روی شط سواری می دادن، و چون فیلم صامت بود از تو پرسیدم که ای کاش می فهمیدیم که چه آهنگی می خونند و تو یه کم دقت کردی و شروع کردی به خوندن:وه،مث بید مجنون وای گلی جون سینتو بلرزون دلم نکون خون،مونه کردی حیرون وای گلی جون بخدا دوستت میداروم مو از دل و جون...
یادش بخیر.شاد باشی.بهت زنگ می زنم
ارسال توسط: پ.م | چهارشنبه،20 مارس 2008
salam E
in axa khili ashna hastan man inaro didam too obodan advie forooshi daran jalaie !
ارسال توسط: reza | چهارشنبه،20 مارس 2008
سلام سال نو بر شما و تمامی دوستداران ایران و آبادان این ملک امام زمان مبارک و فرخنده باد.
سالی پربرکت و خوشحالی برای شما آرزومندم.
التماس دعا یا علی
ارسال توسط: علی | پنجشنبه،21 مارس 2008
سلام عرض می کنم خدمت همشهری گرامی و سال نو را به شما و خانواده ی محترمتان تبریک عرض می کنم
امروزبعد از مدتها صفحه ی یاهو مسنجر را نگاه کردم و آفلاین شما را دیدم .به هرحال خوشحال می شم ایمیل شما را بخوانم
باز هم به شما عید را تبریک می گم براتون آرزوی سلامتی و تندرستی دارم
خدانگهدار شما
ارسال توسط: selma | پنجشنبه،21 مارس 2008
اقا شاهرخ بازم سلام و عیدتان مبارک باد
من در سایت دوست خوبمون اقا کامبیز (تیسه) راجب عید و ایام اون نوشتم
ولی خواستم مطلبم تکراری نشه به یک خاطره خوب و جاودانی از این عطار شهرمون مرحوم کل شهمراد بگم.
یک دوست داشتم که متولد انگلیس بود در بریم زندگی میکرد و دبیرستان بزرگمهر می امد به اسم کامبیز فولادمهر
ایشان ماشین خودشو داشت در اون زمان هم ما یک دوچرخه داشتیم و بعضی وقتها هم ایشان رو با تاکسی تلفنی بریم میاوردن مدرسه بگذریم.
خونه اینها پر از مشروبات مختلف بود و ایشان مبتلا به زخمه معده شده بود و خیلی ناراخت بود و میگفت من اول جوانیم هستش چرا مبتلا به همچین بیماری شدم منم بهش میگفتم دندت نرم مشروب نخور. بهش گفتم من یک عطاری رو میشناسم و میتونه کمکت کنه حاضری بیایی . بمن گفت اگر منو شفا بده بهش انعام خوب میدم.من ایشان رو بردم پیش مرحوم کل شهمراد.بهش گفتم که این شخص کی هستش و چه ناراختی داره و از خانواده پولداری هستند
با یک لبخنده کوچیک گفت پس اینجا چه میکنه.گفتم برای علاج زخمه معدش اوردمش . بهش گفت میخوای خوب بشی باید این دوا رو که میدم بخوری و مشروب نباید بخوری.
داوا داده شد و این دوست پولدار ما جناب فولادمهر از بزرگی مرحوم کل شهمراد بهبودی یافت و سلامتی خودشو بدست اورد
نکته جالب این بود دوستم خواست بهش هدیه بده ایشان قبول نکردن و با یک کلام زیبا گفت بهترین هدیه رو بمن دادی شفا پیدا کردی مگر نه؟
من کلاس هشتم دبیرستان بزرگمهر اخر شاه اباد که حالا پیروز اباد میگن میرفتم.
شاهرخ جان مردم ابادان مدیون این بزرگ مرد بودن و هستند .واقعا دستت درد نکنه که یادی ازاین بزرگ مرد کردی.
عکس پسرم رو هم دیدی کوکا ابادانی ابادانی.
وقتی متولد شد گفت سلام ننه نهار چی داریم.
خدا نگهدار همگی و درود فراوان به شما اقا شاهرخ و رحمت خدابر روح مرحوم کل شهمراد باد
ارسال توسط: اسی ابادانی | پنجشنبه،21 مارس 2008
شاهرخ عزيز. نوروز آمد. جنب وجوش زياد است . خريد ، تا دلت بخواهد. ولي شادي نيست . آنچه امسال در چهره مردم شهرم ديدم نشاني از شادي نداشت . شب عيد توي لين يك شايد 50 هزار نفر فقط « خريد » مي كردند . با شتاب و عصبيتي شبيه برزخ . كسي شاد نبود . شادي نديدم. چرا؟ آيا شادي امري دروني است يا اجتماعي ؟ شادي امري فردي است يا چمعي ؟
ارسال توسط: همشهري آرش | پنجشنبه،21 مارس 2008
salaam aziz....man emsaal natoonastam biyaam abadan..vali pesaraam oomadand..alaan oon jaa hastand.......
saal e now mobaarak ..abadan aabaad..
ارسال توسط: فراز مند | جمعه،22 مارس 2008
........................................آبادان به چشم من دو هفته پیش سقوط کرد...همین.
ارسال توسط: سیدمحمدمیرفصیحی | جمعه،22 مارس 2008
salam shahrokh jan ... sal e no shoma ham mobarak ... nemidoonam be khatere sharayete shakhsie ya na veli norooz e bi bokharie ... ghablana fekr mikardam bayad etefaghe khasi biofte ... vali khob alan fekr mikonam bastegi dare chetor azash estefade koni ... ya bekhabi ta akharesh ya har kas be tanasob zendegi khodesh estefade kone ... pirooz bashi
ارسال توسط: koka | جمعه،22 مارس 2008
باعرض سلام و تبریک سال نو .
از اینکه به وبلاگم سر زدید ممنونم.راستی چرا هنوز بخش چهره ها رو راه اندازی نکردید؟
جاش تو این محیط زیبا خالیه ...
موفق باشید
ارسال توسط: زهرا دریایی | جمعه،22 مارس 2008
حیف امسال نشد بیاییم
ارسال توسط: جامعه کهنه | شنبه،23 مارس 2008
خواندم.نوروز شما هم مبارک.
ارسال توسط: رخشان | شنبه،23 مارس 2008
شاهرخ عزیز
نوروز باستانی عزیز و سال نو بر تو و خانواده گرامی خجسته باد
به امید پیروزی و موفقیت مردم ایران
هم ولایتی تو
اختر
ارسال توسط: اختر | شنبه،23 مارس 2008
عیدت مبارک و پر چاشنی و ادویه باد
ارسال توسط: عاطفه | دوشنبه،25 مارس 2008
باسلام وتبريك ايام .مطلب جابي بود اما انگار چيزي كم داشت .جامع نيست
راستي سال نو يعني چي؟
بهرام مهتابی(مدیریت سایت):
سلام همشهری.از نظر اینکه (چیزی) کم داشت،با شما هم عقیده هستم و بر این باورم که نوشته’ کامل و بدون عیب و نقص و بدون کم داشتن چیزی را هنوز نیافته ام و در مورد این مطلب هم عرض می کنم که بر خلاف سایر نوشتارم،این مطلب صرفاَ مطلبی بود به عنوان تبریک سال نو و تنوع و یادی از نوروز آبادان وگرنه در آینده می توان مطلب جامع(تری) را در مورد ادویه فروشان و عطاری های آبادان در همین سایت قرار دهم.
در مورد سال نو هم در بدر معنای آن سال نو بر شما مبارک باد همشهری
ارسال توسط: مريم دلباري | سهشنبه،26 مارس 2008
بهاران خجسته باد!
مرا بياد روزهای خوش دوری بردی که برای دومين بار به شهر دوستداشتي شما آمده بودم و سالياني که ايام نوروز خانهی ما پر ميشد از ميهمانان نوروزی.
راستي شنيدهام بريم و نوارده را با حصار از شهر جدا کردهاند، درست است؟
ارسال توسط: محمد افراسيابي | سهشنبه،26 مارس 2008
سلام
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوبی را شروع کرده باشید.
اگر براتون ممکنه عکسهای جدید از آبادان بذارید
ارسال توسط: علی خدری | پنجشنبه،28 مارس 2008
درود برشاهرخ عزیز ...
امیدوارم سال خوبی رو آغاز کرده باشین..من ازصمیم قلب برای شما وعزیزانتون آرزوی روزهای خوب میکنم..
شاهرخ جان متاسفانه امسال هم موفق به دیدار ازشهر خوبان نشدم..
ولی مطالب شما ما روبه نقطه نقطه شهرمیکشونه..احسنت که زدی توخال با اون ادویه جلالی..
مرحبا..
منم ازداغ آبادان زدم به آبشاریخ مارگون...
موفق باشی...
ارسال توسط: قطره ای از دریا | شنبه،30 مارس 2008
salam.eydetoon mobarak
ba advie jalali nesbati darin???
:D
.....................................................................
بهرام مهتابی:
بله.ایشون از کسبه خوشنام شهر ما می باشند.
ارسال توسط: فهیمه | سهشنبه، 2 آوریل 2008
سلام
هر جاي اين خاك لاله اي خفته است
من تا حالا آبادان نيومدم ولي ان شالله ميام حتماً
ارسال توسط: نازنين | پنجشنبه، 4 آوریل 2008
سلام:صمیمی ترین تبریکات سال نو بر شما باد..
امیدوارم بزودی با مطالب خواندنی تر ازحضورتان خردسند بشیم..
ارسال توسط: قطره ای از دریا | جمعه، 5 آوریل 2008
بازم سلام:
ازخاطره سیزده نوشتم بیا ببین
ارسال توسط: قطره ای از دریا | جمعه، 5 آوریل 2008
هرروزتان نوروز و نوروزتان پیروز
غروب سالی که گذشت طلوع شادی های شما دوستان باد.نوروز را بهانه کنیم تا برای همه کسانی که دوستشان داریم کلاه از سر برداریم وسلامی بکنیم(هرچندکه برای کسانی که دوست شان داریم بهانه لازم نیست).سلام و ارادت من را صمیمانه و کمی دورتر از وطن باور کنید.نام شما در اندیشه من وتصویر شما در ذهن من و مهر شما در قلب من برای همیشه به یادگار ثبت شده است.از این که نمی توانیم همانی باشیم که باید باشیم روزگار را بهانه کنیم. روزگار (روزگار وصل )نیست اما می توان بهتر بود.از این که نتوانستم در سالی که گذشت پاسخگوی مهربانی شما باشم ونتوانستم پابه پای شما در این وبلاگ حرکت کنم وپاسخ به موقع بگذارم وبرای بسیاری کاستی هایی که در آینده خواهم داشت پیشاپیش عذرخواهی می کنم.عذر من را در این (روزگار فصل ) بپذیرید.برای همه دوستانی که تاکنون دوره جلد شده روزگار وصل تقدیم نکرده ام دوره جلد شده آن را کنار گذاشته ام وکافیست که آذرس پستی رادر بخش خصرصی برایم بگذاریدتا با عشق تقدیم کنم.نوروز بر شما و خانواده محترم شما و همه کسانی که شما دوستشان دارید مبارک و فرخنده باد.ناصربزرگمهر /پاریس / چند ساعت بعد از سال تحویل۱۳۷۸/باعشق و دوستی.
ارسال توسط: ناصربزرگمهر | دوشنبه، 8 آوریل 2008
سلام کا. عیدی می خوای؟
بهرام مهتابی:
به به!!!چه عجب!!! سال نو مبارک....آقا سید....یادی از فقیر فقرا کردن
ارسال توسط: رضا موسوی | دوشنبه، 8 آوریل 2008
http://tabari-ehsan.blogfa.com
ارسال توسط: a | پنجشنبه،11 آوریل 2008
سلام
خیلی وبلاگ زیبای داری
نظر............[بدرود]
ارسال توسط: javad | یکشنبه،14 آوریل 2008
قشنگ نوشتي كوكا
ارسال توسط: من | سهشنبه،16 آوریل 2008
یه زمانی اینجا یه مموش بود...
چی شد؟...کجا رفت ؟....اصلا کی بود که یه شبه غیب شد ؟...شما خبری ازش ندارید ؟.....چرا مرموزانه رفت ؟....
بهرام مهتابی(مدیریت سایت):
ممنونم از دقت نظر شما. حقیقتش رو بخوای بدونی اینه که این آدم مجهول المکان و مجهول الهویه،تصمیم داشت که در این وبسایت حرف حق بزنه و من چون دیدم ممکنه برای من و سایر دوستانم و منافع من و منافع سایر دوستانم مشکلاتی ایجاد بشه،عذرش رو خواستم و اخراجش کردم....عجالتا شما با ما بساز و از ایشون دفاع نکن....ممنونم
ارسال توسط: احمد رضا | پنجشنبه،18 آوریل 2008
سلام دوست عزیز !!
سال نو رو به شما و تمامیه ابادانی های عزیز تبریک عرض می کنم .
پوزش می خوام که دیر اومدم به وب سایت شما ...
وب سایت رسمی طرفداران گروه سندی با طراحی جدید بروز شده ...
از شما می خواهم اگه ممکنه ادرس سایت ما را در سایت خود بگذارید و به دیگران معرفیش کنید ...
بسیار بسیار ممنون میشیم از شما ...
منتظر جواب شما هستم ..
مرسی .
ارسال توسط: سهیل | پنجشنبه،18 آوریل 2008
سلام. میگم آقای مهتابی شما می دونین مینو کجان؟
ارسال توسط: رضا موسوی | دوشنبه،22 آوریل 2008
جالب بود بخصوص قالب وبلاگ
تبریک می گم برای ذوق واستعدادتون
ارسال توسط: zahra | پنجشنبه،25 آوریل 2008
سلام
من قرار فردا چهارشنبه 11 ارديبهشت از تهران به آبادان مسافرت كنيم.
ميخواستم جاهاي ديدني آبادان و خرمشهر را معرفي كني تا آنجاها را ببينيم و شما را هم دعا كنيم.
متشكرم
اگه ميتوني برام ايميل بزن.
ارسال توسط: حسين | دوشنبه،29 آوریل 2008