این سایت هیچگونه وابستگی حزبی ویا فعالیت سیاسی نداشته و صرفا"در جهت اطلاع رسانی شفاف واعتلای فرهنگی و آبادانی شهر آبادان فعالیت مینماید

زیارتگاه سید محمد ابو تاوه در آبادان
ضریح مطهر جناب سید محمد ابوتاوه در آبادان.obodan

سید محمد معروف به سید محمد ابوتاوه از سادات بزرگ شهر آبادان بوده است که متاسفانه علیرغم زندگی بسیار پر برکت خویش که بیشتر آن نیز در همین شهر آبادان سپری گردید، کمترین اطلاعات ممکن را در مورد ایشان در اختیار داریم، که شاید علت این امر نیز از یک سو قدمت و از سوی دیگر گفته ها و شنیده های بسیار زیاد در مورد آن بزرگوار بوده که هاله ای از  اسطورگی همراه با احترام را بر شخصیت ایشان غالب نموده است.در مورد سید محمد می دانیم که ایشان از سادات موسوی که جد بزرگوارشان حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده و از سادات بحرین می باشند که در سن جوانی بر اثر اختلافات قومی و با کشتی به شهر آبادان مهاجرت نموده و در همین شهر نیز سکنی می گزینند، البته برادر ایشان سید احمد نیز یکی از سادات محترم آبادان بوده است که هم اکنون مدفن ایشان در نزدیکی بازار جمشید آباد واقع       می باشد.در اینکه ایشان در هنگام ورودشان به آبادان متاهل بوده و یا اینکه هنوز همسری اختیار ننموده بودند چیزی نمی دانیم ولی آنچه که از نوادگان ایشان شنیده ایم حاکی از آن است که ایشان صاحب هشت فرزند، پنج فرزند پسر و سه فرزند دختر بوده اند که پسر بزرگ ایشان سید علی (مدفون در تانکی ابوالحسن) و دختر بزرگ ایشان علویه فاطمه(یا به قولی علویه حلیمه) بوده که بعدها به همسری سید عباس یکی دیگر از سادات مکرم شهر آبادان در می آید، پس بدین ترتیب جناب سید محمد ابوتاوه پدر همسر سید عباس بوده و سادات ابوتاوه دایی های سادات سید عباس می باشند.

در کتاب آبادان به قلم محمد سیگارودی و در... محوطه و حیاط زیارتگاه سید محمد ابوتاوه در آبادان.obodan

ویرایش سال 1357 خورشیدی آمده است: « در شهر آبادان تنها یک امامزاده وجود دارد، که به حسینیه سید محمد مشهور می باشد و مساحت کل آن 380 متر مربع و سطح زیر بنای آن 185 متر مربع است. ایجاد بنای این زیارتگاه به سال 1276 هجری قمری میرسد. سال تولد سید محمد 1106 ه.ق و سال وفات وی نامشخص است».

هر چند که آمار و اطلاعات وارد شده در کتاب آبادان به قلم محمد سیگارودی دارای اشکالات بسیار زیادی می باشد و بعضاً اتکاء به آن باعث انحراف پژوهشگران زیادی گردیده ولی به هر حال ندرتاً می توان به برخی از گفتار آن نیز اعتماد کرد.....همانطور که دیدید در نوشتهء بالا نیز ایشان دچار خطا گردیده و زیارتگاه سید محمد را تنها امامزادهء شهر آبادان ذکر نموده اند در حالی که در همان زمان زیارتگاه سید عباس نیز در ایستگاه 12 برقرار بوده و مورد توجه عامهء مردم آبادان و سایر شهرها نیز بوده است.به هر حال ایشان در همین کتاب و در همین ویرایش خویش سال تولد جناب سید محمد را سال 1106 ه.ق و تاریخ بنای این مکان متبرک را در سال 1267 ه.ق ذکر نموده است، یعنی از نظر ایشان این حسینیه 161 سال پس از ولادت ایشان بنا گشته که البته از نظر اینجانب نه این تاریخها و نه موضوع مدفن به هیچوجه صحیح و مقرون به صحت نمی باشد و اعتقاد بر این دارم که این حسینیه در زمان حیات سید محمد نیز وجود داشته و ایشان در واقع در حسینیهء خودشان مدفون گشته اند که دلایل آن را نیز به شکل خلاصه ذکر خواهم نمود(دلایل بسیار مستندی را برای این موضوع و موضوعات دیگر به شکل مفصل و مشروح در کتاب دیار آشنای خویش آورده بودم که متاسفانه به شکل کاملاً مشکوک در ممیزی وزارت ارشاد آنزمان غیر قابل نشر اعلام گردید ولی با کمال تعجب مشاهده نمودم که مدتی بعد این مطالب توسط دوستان!!! و در کتاب های دیگران به یغما برده شد، آنهم بصورتی کاملاً گسسته و نا زیبا و بدون اینکه نامی از حقیر برده شده باشد و یا مجوزی حتی بصورت شفاهی اخذ نموده باشند، قسمتهایی از این نوشته ها را بنده صرفاً جهت مطالعهء شخصی در اختیار آنها قرار داده بودم که مسلماً رونوشت برداری گردیده ولی در عجبم که آن بخشهایی که فقط در اختیار بنده و وزارت محترم ارشاد قرار داشته است چگونه به دست این حضرات رسیده است).

1-تاریخ وفات جناب سید عباس در چند منبع معتبر سال 1340 ه.ق ذکر گردیده که با توجه به واقعیات تاریخی موجود و نیز بررسی سن تنها بازماندهء ذکور آن بزرگوار یعنی جناب سید یاسین و حدسیات و شنیده ها در مورد سن با برکت ایشان در هنگام وفات و نیز اطمینان به اینکه دختر بزرگ سید محمد، همسر مرحوم سید عباس و مادر سید یاسین بوده است ،بخودی خود این تاریخ ها را در مورد ولادت و وفات سید محمد بی اعتبار می سازد.

2- در وصیت نامهء سید علی فرزند ارشد مرحوم سید محمد اذعان به دفن پدر بزرگوارشان در محل حسینیهء خود آن بزرگوار گردیده است.

3- اصولاً در این مکان گورستانی وجود نداشته که آن بزرگوار در آن دفن گردیده شده باشند و چنانکه در قدیم رسم بر این بوده که اهل کرامت را در خانه و یا مسجد و حسینیهء خودشان تدفین می نموده اند، سید محمد نیز در حسینیهء خویش که در واقع محل قضاوت و به قضا نشستن ایشان نیز بوده دفن گردیده است، چنانکه این موضوع در مورد فرزند آن بزرگوار یعنی جناب سید علی نیز صدق نموده و پیکر آن سید مکرم نیز بنابه وصیت خود ایشان در خانه و حسینیهء محل عبادت او در محل تانکی ابوالحسن کنونی تدفین می گردد(تصویر وصیتنامهء آن بزرگوار نیز به خط خودشان در همین مطلب آورده شده است).

4- ما میدانیم و اطمینان کامل داریم که سید علی فرزند ارشد سید محمد حداقل تا سال 1352 هجری قمری در قید حیات بوده اند ،که اگر عمر مبارک ایشان را حتی 70 سال نیز در نظر بگیریم ، یعنی ایشان را متولد به سال 1278 ه.ق بدانیم، و تاریخ ولادت سید محمد پدر ایشان را از نظر محمد سیگارودی بپذیریم، تفاوت و اختلاف سن این پدر و پسر چیزی مطابق با 172 سال خواهد بود!!! که غیر قابل تصور و باور است.

دلایل زیادی دیگری نیز برای رد این نظریه در دست دارم که اینک مجال طرح آنها نیست و به همین مجمل اکتفاء می نمایم.

شغل شریف سید محمد احتمالاً قضاوت بوده و ایشان قاضی شهر آبادان بوده اند ولی به هر حال می توان با قاطعیت اعلام نمود که آن بزرگوار علاوه بر اشتغال به قضاوت، به نخل داری و کشاورزی نیز مبادرت می ورزیده اند و دلیل اینجانب نیز وجود اسناد رسمی به جا مانده از حدود 90 سال پیش می باشد که بر اساس این اسناد، نخلستان مربوط به سید محمد که دیگر در بین وراث آن بزرگوار تقسیم گردیده بود بصورت یکجا به دکتر راول پاکستانی(هندی؟؟؟) که از اطباء قدیم آبادان بوده اند فروخته شد.محل این نخلستان ،در خیابان کنونی اروسیه واقع بوده و تا رودخانهء بهمنشیر امتداد می یافت و در واقع خیابان اروسیه فعلی در زمانهای پیش از این، محل نخلستان خانوادهء محترم سید محمد ابوتاوه بوده است.

شاید دانستن این موضوع خالی از لطف نباشد که در زمان پیشتر نهر آب بزرگی که از اروند رود جدا گردیده بود و به بهمنشیر میریخت و در واقع وظیفهء آبیاری نخلستان سید محمد را بر عهده داشته، مستقیماً از مقابل همین زیارتگاه می گذشته است و هنوز هم برخی از سالمندان شهر آبادان این نهر آب و آن پنج عدد کندهء درخت نخل را که به عنوان پل در کنار هم قرار داده بودند و بر روی این نهر گذاشته بودند به یاد    می آورند، از جمله مرحوم حاج آقا آشتیانی که از کسبهء خوشنام شهر آبادان بودند و من در سال 1379 جهت انجام تحقیقات در شاهین شهر اصفهان به ملاقات ایشان رفتم دقیقاً این رودخانه و آن تنه های درخت خرما را به یاد می آوردند و علیرغم سن 92 سالهء خویش توانستند براحتی شکل و نحوهء قرار گرفتن این پل درختی را بهمراه جزییات برای من روی کاغذ رسم نمایند که هنوز هم این برگه را نزد خودم نگهداشته ام(ایشان پنج سال پس از این ملاقات و در سن 97 سالگی در شهر اصفهان دارفانی را وداع گفتند،روحشان شاد باد که از دوستداران این زیارتگاه و شهر آبادان بودند). البته یکی از مهندسین اولیه سازندهء پالایشگاه آبادان نیز در نامه هایی که به نامزد خویش به نام رزماریا در لندن نوشته است به وجود یک زیارتگاه در شهر آبادان در مقابل نهر آب و در میان یک نخلستان بزرگ اشاره می کند، و می نویسد که مردم این شهر بسیار به این مکان اعتقاد دارند و روستاییان از دور و نزدیک با قایقهای محلی و کوچکشان به زیارت این امامزاده می آیند....

در مورد کرامات آن سید بزرگوار در زمان حیات شریفشان ،بسیار گفته اند و داستانهای زیادی از ایشان نقل شده ولی شاید مشهورترین این روایات که اتفاقاً باعث ملقب شدن ایشان به ابوتاوه گردیده است، این نقل می باشد:

روزی از روزها که جناب سید محمد به قضاوت نشسته بودند، چند نفر را به جرم اینکه مالی را به سرقت برده اند به نزد ایشان می آورند، سید محمد سعی بسیار        می نماید تا آنها را راضی به اعتراف نماید ولی هیچکدام از آنها این اتهام را          نمی پذیرند و زیر بار این سرقت نمی روند، تا اینکه در این میان جناب سید محمد   چاره ای می اندیشد و دستور می دهد تا ماهیتابه ای را بر روی آتش گذاشته و داغ کنند و صبر می نمایند تا این تابه(تاوه) از شدت گرما سرخ گردد، سپس آن بزرگوار از آن متهمین می خواهد تا یکایک به کنار تابه آمده و زبان خویش را بر تابه بکشند و به آنها می گوید: آنکس که بی گناه باشد به اذن خداوند این جسم داغ بر او سرد و بی ضرر خواهد بود و آنکس که مقصر باشد، خواهد سوخت....این افراد به کنار آن تابهء داغ آمده و هر یک زبان خود را بر این تاوه می کشیدند ،بدون آنکه کوچکترین آزاری به آنها برسد، در همین هنگام آنکس که مقصر اصلی بود و سرقت را انجام داده بود به گناه خویش اعتراف نموده و عذر خواهی می نماید، که پس از پخش شدن این خبر بین مردم و اطلاع عامه از این کرامت سید محمد، احترام ایشان در نزد مردم بیشتر شده و نیز به« سید محمد ابوتاوه »به معنای سید محمد صاحب تابه ملقب می شود.

در اینکه این تاوه حاوی روغن داغ، عسل و شیرهء خرما و یا خالی از هر چیز دیگری بوده است روایات متفاوتی از سوی نوادگان آن بزرگوار نقل شده ولی به عقیدهء بنده شاید این عمل سید محمد در واقع نوعی تدبیر قضایی برای رسیدن به واقعیت بوده است، بدین معنا که ایشان پس از داغ نمودن تاوه بر روی آتش و درخواست از متهمین جهت لیسیدن این تاوهء داغ و ملتهب از حرارت،با توجه به اطلاع از احترام و اعتقاد مردم به شخصیت خویش و نیز ترس مردم از چنین عقوبتی، بدینوسیله باعث اعتراف فرد یا افراد خاطی می گردیده اند و در حقیقت هیچکدام از متهمین اعم از مجرم و  بی گناه، زبان خویش را به این تابهء داغ نمالیده اند، در روایات کهن اسلامی نیز از اینگونه تدابیر قضایی بسیار به چشم می خورد از جمله قضاوتی که حضرت علی(ع) در بین آن دو زن که هر دو مدعی مالکیت کودکی را داشتند نمود و از قنبر غلام خویش خواست تا ذوالفقار را بیاورد و آن کودک را از وسط به دو نیمهء مساوی تقسیم نماید که در واقع خود مولا علی(ع) نیز می دانست که اینکار را نمی کند بلکه صرفاً نوعی تدبیر قضایی جهت رسیدن به واقعیت بوده است(و خداوند بر هر چیزی عالمتر است)

از سرنوشت این تاوه هم در حال حاضر خبری در دست نداریم، فقط اینقدر می دانیم که این تاوه تا سال 1361 یعنی تا دو سال پس از شروع جنگ تحمیلی در اختیار یکی از نوادگان آن سید مکرم قرار داشته و در همان زمان و در کمپB(شهرک شهید صباغان) در شهر سربندر مفقود گردیده و دیگر اثری از آن یافت نشده است.در حال حاضر نیز نوادگان آن بزرگوار در تمامی شهرهای خوزستان از جمله سربندر،آبادان،خرمشهر،اهواز و.... پراکنده بوده و با نام خانودگی تهامی،طوهامی، توهامی و.... مشهور هستند که از جملهء این افراد می توان به سید ابراهیم تهامی نوهء سید محمد، فوتبالیست اسبق تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران اشاره نمود.

این زیارتگاه در دوران دفاع مقدس متحمل خسارات فراوانی گردید که پس از پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی، بازسازی شد و در سال 1378 نیز از سوی ادرهء اوقاف شهرستان آبادان ضریح فلزی بر مزار مطهر آن بزرگوار تعبیه شد....در حال حاضر متاسفانه در بین ادارهء اوقاف شهرستان آبادان و خانواده های منسوب به آن بزرگوار اختلافاتی بر سر مداخل این زیارتگاه وجود دارد.

 

قسمتی از ورودی از محوطه به صحن مطهر جناب سید محمد ابوتاوه در آبادان.obodan تصویری از وصیتنامهء مرحوم سید علی فرزند ارشد سید محمد ابوتاوه در آبادان به خط خود ایشان.obodan درب ورودی زیارتگاه سید محمد ابوتاوه در آبادان واقع در خیابان زند.obodan

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.obodan.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/162

نظرات

اطلاعات جامع و مستندي بود و البته سفر عكاسي پربار . ممنون

سلام کوکا
ای سیگارود ماله شماله ایرانه خو منم اگه میخواسم برم از رشت و لاهیجان و بابل بنویسم بهتر از ای در نمیومد و ای وزارت ارشاد فک کردی برا چی گذاشتن اونجا یه رفیق عکاس داشتیم میخواست بره کانادا برا همی وزارت خونه کار میکردوقتی خواس کاراشه با خودش ببره عکس و نگاتیفاشه بش ندادن بعد از یکی دوسال قربونشون برم یه نمایشگاه زدن به اسم یکی دیگه با کارای ای رفیقمون حالا خوب بود ما قبلا ای عکسای دیده بودیم امو اونجا ادمادی با همدیگه عوض میکنن ای چیزا
خو خوبه

راجع به سيد عباس مطالعه داشتم و خاطره اما ايشان را نه.
راستي من يه كم سر اين كلمه " اسطورگي" حساسم

زمانی که پشت کنکور بودم(آن وقت ها بوارده جنوبی ساکن بودیم) انگار خودم را جای دخیل بسته بودم به ضریح سید محمد... همیشه به خودم می گفتم ایکاش بزرگتر بود و ای کاش این همه سوت و کور نبود... البته حالا کمی شلوغتر از گذشته هاست. دل در این اماکن متبرکه قرار می گیرد انگار... وانگار پناهگاه های کوچک امنی هستند برای فرار از آشفتگی های بیرون و درون روح.

سلام جناب مهتابی...
هروقت به زیارت این پسر عموی بزرگ می روم و کرامت عجیبش را در ذهن مرور می کنم،ناخودآگاه لبخندی می زنم و می گویم اوسید بود تو هم سیدی!!!سادات هم سادات قدیم!!!
ممنون از ذکر تاریخچه ای که نوشتید. بیش از آن بود که درباره او می دانستیم.

شاهرخ خان از تلاش بي شائبه شما سپاسگذارم .
تصاوير زيبايي بود اي كاش ضمن اين تصاوير و تصوير هاي بيشتري از محيط پيرامون و خيابانها و محل قرار گرفتن مكان مورد نظر نيز تهيه ميشد . در مجموع اصل مطلب بسيار مفيد و قابل تقدير است .

سلام ...

مثل همیشه جالب بود .

موفق باشی.

سلام...

مثل همیشه جالب بود.

موفق باشی.

بعضی وقتها نوشتن کمی سخت میشود چون باید در موردی یا شخصی بنویسی که از نگاه و دیدگاه بعضی وضعیتی پیدا کرده که اظهار نظر نا متعارف را نمی پذیرند و یا آن را به حساب مسائل شخصی میگذارند من از روزی که این وبلاگ را پایه گذاشتم تنها به یک چیز فکر کردم و آنهم بزرگداشت شهدا بوده و بس و در این مدت بر این ایمان خود سعی کردم پا بر جا باشم بزرگداشت شهدا تنها به این نیست که زندگی نامه ای و یا مطلبی را درج کنم بلکه دفاع از حریم و حدود فرهنگ شهادت و شهدا نیز بخشی از این روند است متاسفانه دستگاههای فرهنگی متولی این مهم اکثر اوقات آن میکنند که وظیفه اشان نیست و در حالی که میلیونها تومان را خرج میکنند بازده کارشان بسیار اندک است.

ها کوکا....اینه میگن مطلب....جدش کمکت کنه ایشاا...

سلام همشهري خوشحالم با شما أشنا شىم لينك شما رواضافه كردم

سلام
خوبيد؟
ممنونم از شما بالاخره توانستم مطلب زيبايتان را بخوانم
همه ي اباداني ها در هرجاي دنيا كه باشند دل در گرو سيد عباس داده اند و حل مشكلات خود را بعد از خدا از او مي خواهند
خدا نگهدار شما

مثل همیشه از اطلاعاتتون کلی استفاده کردم
همیشه موفق تر از روز قبل باشید

سلام مثل همیشه جالب وکامل مرسی از توضیحات .در ضمن منم آپم

سلام
خوبيد
ايشالله صنعت فصل ديگه مي تركونه همه رو
فولاد مياد ليگ .
خوزستان سه تا نماينده داره فصل ديگه
راستي من زيارتگاه سيد معتوگ (اگه درست گفته باشم) هم رفتم تو خرمشهره
اونم خوبه
سيد عباس كه معروفه هميشه مي رم
فولاد
صنعت
اس اس اهواز
شهر اهواز
ابادان
باي

سلام. ممنون از اینکه به من همیشه سر می زنید. مطلب جالبی بود . تلاشتان برای آشنا کردن آبادانیها با فرهنگ آبادان کار بزرگی است موفق باشید.

بسم رب الشهدا

سلام

تقدیم به دریا قلی و تمام کسانی که غریبانه بشهادت رسیدند .

قسمت اول

..................................................................................................................................................................

تکانهای قطار باعث شد تا بازهم بیدار شود توی ان تاریکی داخل واگن چیز زیادی را نمیدید تنها از روزنه هاي ديواره واگن بود كه ميتوانست شعاع هائي از نور را ببيند كه بداخل رخنه ميكرد تكان ديگر درد را

سلام ممنون که من قابل دونستین و دعوتم کردید

خیلی دوست دارم از تاریخ ابادان اطلاعاتی داشته باشم

ممنون از شما

سلام...چیزی نیس کوکا درسا یه کم سنگینه فقط...اتفاقن دو سه روز پیش ننه م یه تیکه بند سیدممد داد بهم...دیوار سید عباسم که خراب کردن...مث فلکه ایسگاه هفت!...یاحق...

بسم رب الشهدا

سلام

دوست عزیزم آقا آرش لطف نمودند و لینک عکسهائی در مورد شهید خدمت که بقول ده نمکی سرمنشا تولید فیلم اخراجیها شد را برایم گذاشت که با آنچه او مدعی است زمین تا آسمان تفاوت دارد
بروزم يا علي

سلام دوست عزیز

وبلاگ راز یار 2 بروز شد

منتظر حظور گرمتون میباشم

البته به خوبی وبلاگ شما نمیرسه

موفق باشید

سلام ...بايد بگم كارت حرف نداره اين شعار منه اول و آخر آبادان...
ممنونم از اينكه آبادان و فرهنگ ناتمام آبادان و آباداني رو نشون ميدي من كه در اين شهر زيبا و در كنار مردم خوبش زندگي نميكنم ولي ميدونم آبادان طلاست و هر چي هم از خوبيهاش و زيباييهش بگيم كمه...
تا بعد يا حق.

سلام
من سید محمد تهامی هستم نوه سید
علی فرزند سید محمد ابوتاوه و پدرم سید صبری آخرین فرزند سید علی میباشد.
متشکرم از اینکه توضیحات جالبی نوشتی منزل ما در آبادان دقیقا پشت مقبره سید محمد است .
دلم برای آبادان خیلی تنگ شده
من ساکن تهران هستم اگر دوست داشتی اطلاعاتی به اطلاعاتت اضافه کنی با مدرک و شناسنامه خود سید علی و عکس ایشان میتوانم در خدمتت باشم
متشکرم

سلام دوست من
امیدوارم حالت خوب باشد
دلم برای آبادان تنگ شده چون خاطرات زیادی دارم من تقریبا هر سال عید میومدم آبادان آخه
دفتر هواپیمایی اعلاتور از بستگان نزدیکمان هست لذا امسال نمیتوان بیایم. چون 19 فروردین سالگرد پدرم هست درضمن
اون مدارکی که گفته بودم را نتوانستم بفرستم چون اسکنر ندارم - ولی خودم و مادرم کتابی از خاطره ایم از آن سالها
لطفا اگر تصویر جدیدی داشتی در وبت قرار بده خوشحال میشوم
دوستدار خاک پاک آبادان و مردم خونگرمش

یک آبادانی با عاینک ریبن

salam wa tashakor az shomake enghad tahasob darin be shahretoon kash hame mese shoma boodan ehsan ardebilie ashege abadan

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)