سید عباس یکی از سادات محترم و صاحب کرامت شهرستان آبادان است .
زندگانی این سید بزرگوار بر خلاف شهرتش در هاله ای از ابهام فرو رفته و متاسفانه اطلاعات بسیار کم و ضدو نقیضی از حیات ایشان در دست داریم فقط میدانیم که او در سال 1298 هجری شمسی در همین شهر آبادان وفات یافته است ولی تاریخ تولد ایشان مشخص نیست ، ضمن آنکه تاریخ وفات ثبت شده بر روی سنگ بالای مزار ایشان نیز خالی از حقیقت بوده و بنا به گفتهء بستگان سید عباس حداکثر بیش از 40 سال از عمر این سنگ نگذشته و تاریخ حک شده بر روی آن بر اساس حکایت های نقل شدهء سینه به سینه می باشد .
آنچه از آن بزرگوار میدانیم این است که سید عباس از سادات شیعهء حجاز بوده و در پی بالا گرفتن آتش جنگ و اختلاف بین شیعه و سنی در سرزمین عربستان ، او به همراه برادرش سید هاشم ابتدا به عراق و سپس به ایران و آبادان کوچ می کنند و در همین محل رحل اقامت می افکنند .
سید هاشم برادر سید عباس پس از مدتی طاقت از کف میدهد و به سوی سرزمین مادری خویش ، حجاز ، باز میگردد ، ولی سید عباس در همین شهر باقی مانده و به آباد سازی زمینها و نخیلاتی که درست در مقابل همین زیارتگاه واقع بوده اند و در ملکیت شیخ خزعل و برخی شیوخ عشیرهء بغلانی بوده است می پردازد .
ما نمیدانیم که سید عباس در چه سنی و در کدامین مرحلهء عمر خویش به آبادان قدم می گذارد ولی با توجه به اینکه ایشان در همین شهر (آبادان) زندگی زناشویی خویش را با یکی از دختران سید محمد ابوتاوه (یکی دیگر از سادات مکرم آبادان) آغاز می نماید و نیز با توجه به تاریخ تولد سید یاسین تنها بازماندهء سید عباس در آبادان به نظر می رسد که آن جناب در عنفوان جوانی به شهر آبادان وارد و ساکن گردیده باشند .
هر روزه بویژه در اعیاد و مناسبت های خاص و نیز در پنجشنبه شب ها این زیارتگاه پذیرای زائرین بسیاری از شهرهای دور و نزدیک بوده و حاجتمندان بسیاری به زیارت این آرامگاه شتافته و حاجت روا به سوی کاشانهء خویش باز می گردند .


نظرات
شاهرخ جان ممنون از پست خواندني ات . در مورد سيد عباس درست نوشته اي ولي چند مورد هست كه بنظرم بايد بيشتر پرداخت شود. اول اينكه زندگي سيد عباس همچون زندگي سيد محمد سرشار از اسطوره است . اسطوره زماني شكل مي گيرد كه آدميان حقيقتي را درك نكنند . لاجرم يا از آن اسطوره مي سازند يا به كلي نفي اش مي كنند. دوم اينكه به رغم حرمت قبول صدقات از سوي سادات ، افراد بسياري كه خود را از نوادگان و انصار سيد عباس مي دانند از قبل نذورات و صدقات و خيرات واريزي به اين بقعه متبر كه ارتزاق مي كنند.سوم اينكه عليرغم اقبال زياد مردم بومي به اين مكان ، هيچ اقدام مناسبي جهت آماده سازي و فضاسازي صورت نگرفته است .
ارسال توسط: رفيق شاهرخ - شريك مموش | دوشنبه،12 ژوئن 2007
سلام
باز هم بار ديگر آبادانيها را به ياد گذشته ها انداختي. بله اغلب مردم وقتي مشكلي و غمي داشتن سيد عباس مسكني بود در غمها و دردهاي دلشان حتي به ياد مي آورم زنهاي با صداقت و دل ساده آبادان نذر ميكردند كه اگر نيت آنها برآورده شود پابرهنه و پياده تا سيد عباس برن. ببينيد ايمان قلبي چقدر بوده
شاهرخ خان دست شما درد نكنه باز هم زحمت كشيدي . كه آبادان را زنده نگه ميداري. من ميدونم كه آبادان هميشه زنده مي ميماند.
آباداني را ميشه از آبادان جدا كرد ولي آبادان را نميشه از آبداني جدا كنند
هر كس آبادان را نشناخت نصفه عمرش به باد رفت
خرداد 86
آبادان
م.ا
ارسال توسط: م.ا | سهشنبه،13 ژوئن 2007
سلام کاکا شاهرخ رفتی سید عباس ما رو هم دعا کن...
التماس دعا دارم ازت...
5 تا امن یجیب به نیت شفای بیمار بخون...
خدایا به امید تو...
ارسال توسط: صادق | سهشنبه،13 ژوئن 2007
salam
ha in 2ta 2khtare keya hastan????
ارسال توسط: zahra | چهارشنبه،14 ژوئن 2007
یادمه رفیقی داشتیم! بعد فوت یکی از فامیلاش بیماری شدید عصبی گرفت که نه حرف میزد نه می تونس ماهیچه ای از بدنش را تکون بده! بعد ماه ها چرخیدن بین بیمارستان های ایران آخرش توی همون ابادان... سید عباس شفا داد.
ارسال توسط: فرهاد جعفری | یکشنبه،18 ژوئن 2007
سلام...
چه عكسايي !
چه قشنگن !!
....
ايول !
عاليه !
ارسال توسط: زهرا... | یکشنبه،18 ژوئن 2007
باسلام بهتربود درموردسيد محمدمطلب مي نوشتيد
طوهامي نوه سيدمحمد
ارسال توسط: | پنجشنبه،21 سپتامبر 2007
باسلام بهتربود درموردسيد محمدمطلب مي نوشتيد
طوهامي نوه سيدمحمد
ارسال توسط: | پنجشنبه،21 سپتامبر 2007
با سلام به حضور شما سید بزرگوار جناب آقای طوهامی.البته بنده اطلاع ندارم که جنابعالی کدامیک از نوادگان جناب سید محمد ابوتاوه میباشید ولی به هر حال برای من و همهء مردم آبادان محترم و قابل احترامید و از میان نوادگان آن بزرگوار جنت مکان دوستان زیادی هم دارم از جمله سید ابراهیم که از افتخارات فوتبال خوزستان و ایران زمین هم هستند.دوست خوبم،شاید شما درست بفرمایید و رعایت سن و قدمت هم ایجاب می کرد تا در مورد سید محمد می نوشتم ولی هر دوی این سادات عزیز مایه فخر و احترام ما هستند و باور فرمایید که عکس و تصاویر مناسبی از آن زیارتگاه در اختیار نداشتم و با توجه به مشکلات راه و کمبود بنزین هم نتوانستم به آبادان سری بزنم و عکس بگیرم ولی همینجا به شما و همهء عزیزان قول میدهم که بزودی اینکار را بکنم و اگر ایمیل خودتان را برایم می گذاشتید شما را هم حتماً مطلع می کردم....خدانگهدارتان باد و التماس دعا
ارسال توسط: شاهرخ(بهرام مهتابی) | پنجشنبه،21 سپتامبر 2007
ka damet garm ma posht seid abads mishinim
ارسال توسط: mohammad | شنبه، 9 دسامبر 2007
یادت به خیر سید عباس ،یادت به خیر میومدیم پابوست وکاچی و حلوا نذر میکردیم.تربت میزدیم به مزار پاکت،اگه حاجتمون رو میدادی می چسبید و اگه نه....(بله اعتقاد زیادی بهت داشتیم سید،هنوزم بهت اعتقاد داریم)یا سید عباس دلم پره مارو آواره کردند،کمکمون کن.آبادان خیلی دوستت داریم .دست سرنوشت ما رو ازت جدا کرد وهر کدوم از آبادانی ها رو آواره ی شهر و دیاری کرد.اما هنوز هر جا هستیم غریبیم و احساس غربت می کنیم و در حسرت دیدار شهر عزیزمون و زیارت سید عباس به سر می بریم.ما همیشه دلتنگیم که چرا بازندگیمون بازی کردند؟خدا از سر بانیان جنگ و خونریزی نگذره.التماس دعا همشهری های عزیزومهربان
ارسال توسط: خانم محمدی | پنجشنبه، 6 ژوئن 2008