تاریخچه ای از دانشکدهء نفت آبادان(دانشگاه نفت شهید تند گویان)

نمای بیرونی دانشکدهء نفت آبادان

شهر آبادان ، علاوه بر آنکه پایتخت تکنولوژِی ایران نوین بوده است ،یکی از مراکز اصلی آموزش عالی در سطح کشور و منطقه نیز محسوب می گردیده، تا آنجا که هنوز نیز آثار این موضوع پابرجاست که به عنوان شاهد می توان به وجود دبیرستانها و هنرستانهای متعدد با عمر بالای هفتاد سال و نیز وجود دانشگاههای فراوان از جمله دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه علوم و فنون دریایی و دانشگاه نفت در این شهر اشاره نمود.

در سال 1912 میلادی که پالایشگاه آبادان بطور رسمی افتتاح و شروع به کار نمود، نبود و کمبود نیروهای تخصصی کاملاً مشهود بود.یکی از مهندسین اولیهء سازندهء این پالایشگاه در نامه ای که به مستشار بریتانیای کبیر در تهران می نویسد آورده است که:.... از میان حدود 8000 کارگر ایرانی و هندی که جهت انجام امور پالایشگاه به کار گرفته ایم،کمتر از 10 نفرشان کار با چکش را بلد هستند و هیچکدام در تمامی عمرشان پیچ گوشتی در دست نگرفته اند.....!!!

این مطلب گذشته از این موضوع که آیا براستی واقعیت همین بوده و یا این مهندس بلژیکی تبار تبعهء بریتانیا خواسته است در این مورد غلو نماید، شاید بتواند تا حدودی وضعیت وخیم نیروی بومی متخصص را در آن سالها نشان دهد، وخامتی که پای کارگران برمه ای و پاکستانی را در پالایشگاه آبادان با عناوینی همچون نقاش(رنگزن)،پرس کار،لحیم کار و حتی قاشق ساز و باغبان!!! باز نمود و ایرانیان را باز هم در همان انزوای شغلی و در سمت های اداری خدمتکاری و پادویی نگاه داشت.

به هر حال ایرانیان شاغل در پالایشگاه بصورت تدریجی ولی با قدمهایی استوار نبوغ ذاتی خود را بروز و خود را در مناصب مناسب تر اداری جای دادند تا جایی که بسیاری از مهندسین اروپایی شاغل در پالایشگاه آبادان و نیز چاههای نفت مسجد سلیمان از این نبوغ و ابتکار ایرانیان در دفاتر خاطرات خود داستانهای زیادی را روایت نموده اند(می توانید به کتاب ارزشمند خاطرات جنوب غرب ایران مراجعه نمایید).

این وضعیت کم و بیش ادامه داشت تا اینکه در سال 1939میلادی(1318 خورشیدی) کمپانی نفت ایران و انگلیس که از کل سرمایهء موجود نفت و ذخایر زیرزمینی سوخت فسیلی ایران در این شرکت، 51 درصد از آن مالکین اصلی یعنی ایرانیان و 49درصد متعلق به بیگانگان انگلیسی بود تصمیم به راه اندازی یک مرکز آموزش نیروهای متخصص جهت انجام امور فنی پالایشگاه آبادان که در آن زمان تنها پالایشگاه خاورمیانه محسوب می گردید گرفتند که بر اساس توافق بین طرفین تمامی دانشجویان این مرکز آموزشی می بایست ایرانی بوده و پس از فراغت از تحصیل و موفقیت در آزمونهای پایانی در پالایشگاه آبادان و یا دیگر واحدهای تابعهء مناطق نفت خیز به کار گمارده شوند و انگلیسی ها نیز متعهد گردیده بودند تا اساتید و مدرسین مجرب را از اروپا و امریکا به این مرکز آموزشی گسیل دارند....

و بدین ترتیب اولین مرکز آموزش فنون نفت در خاورمیانه با عنوان آموزشگاه فنی آبادان در شهر آبادان و در منطقهء مصفا و مشجر بواردهء شمالی شروع به کار نمود، این مرکز در واقع پس از کالج نفت در منچستر انگلیس(O.C.B)و نیز انستیتوی فنی نفت ایالات متحدهء امریکا در شهر واشنگتن (O.T.I.U.S) سومین مرکز آموزش فنی نفت در جهان محسوب می گردید و نام بین المللی Abadan Institute of Technology(A.I.O.T) را به خود گرفته بود.

در سالهای ابتدایی راه اندازی این مرکز، اصل دانشجویی بر اساس کارورزی و انجام کار عملی قرار گرفته و به همین دلیل، دانشجویان این مرکز از کل مدت چهارسالهء دانشجویی خویش، می بایست سه پنجم آن را در پالایشگاه و بصورت کارآموزی و فقط دو پنجم از این مدت صرف امور تئوری در کلاسهای درس می گردید و پس از طی این مدت چهارساله دانش آموختگان این دانشکده با درجهء کارشناس فنی در رشته های برق، شیمی، شیمی نفت، پالایش، و مهندسی فنی فارغ التحصیل و غالباً در پالایشگاه آبادان با عنوان سرپرست فنی واحدها اشتغال می یافتند.

این روند ادامه داشت تا آنکه 17 سال بعد یعنی در سال 1335 خورشیدی(1956 میلادی) همزمان با تغییر نام این آموزشگاه به دانشکدهء فنی آبادان، تغییراتی نیز در نحوهء پذیرش دانشجو و نیز روشهای تدریس و همچنین در رشته های موجود در این دانشکده ایجاد گردید در واقع از این زمان بود که دانشجویان این دانشکده با انجام کنکور ورودی مجوز حضور در این دانشکده را یافته و اساس آموزشها بیشتر به تئوری های آموزشی گرایید و نیز رشته های مهندسی حفاری و معادن هم به مجموع رشته های قبلی افزوده گردید.

برج ساعت بر روی دانشکدهء نفت آبادان.ABADAN.OBODAN

از آنجا که در این مطلب قصد ندارم در مورد مباحثی برایتان بنویسم که در منابع دیگر نیز بسیار از آنها گفته شده و شما دوستان گرامی براحتی می توانید به آنها دستیابی داشته باشید، سعی بر این دارم تا با طرح مطالب جدیدتر و کمتر شنیده شده، هر چه بیشتر شما را با عظمت و اهمیت این دانشکده آشنا سازم.

بنا به وجود مدارک مستند موجود در بارهء این دانشکده، اساتید و مدرسین این کالج فنی، از بهترین اساتید و کارشناسان فنی در سطح جهان بوده اند که اکثریت آنها با پرواز مستقیم از واشنگتن و لندن به آبادان آمده و پس از یکی دو روز تدریس در هفته مجدداً به واشنگتن و یا لندن باز می گشتند، از جملهء این اساتید می توان به آقای دکتر هارلیسون یکی از خبره ترین کارشناسان علم پالایش نفت اشاره نمود که به مدت 9 سال در این دانشکده به تدریس اشتغال داشت و پس از این مدت به سمت وزارت نفت کشور بریتانیای کبیر، برگزیده شد.

هارلیسون بارها در جریان سخنرانی های خویش، ایجاد دانشکدهء نفت در آبادان را از افتخارات پایدار کشورش می دانست.

از دیگر اساتیدی که در این دانشکده به تدریس اشتغال داشته، می توان به دکتر هالیدی، یکی از بزرگترین فیزیکدانان زمان خودش اشاره کرد، دکتر هالیدی همان نویسندهء کتاب معتبر فیزیک هالیدی می باشد که هنوز هم هر دانشجویی در هر منطقه از جهان بخواهد وارد دانشگاه شود، می بایست در همان ترم های اولیه این کتاب را بگذراند.

از ابزارهای کارگاه فنی و آزمایشگاههای این داشکده نیز اگر بخواهیم یادی کنیم باید بگویم که تمامی این وسایل نام آبادان را بصورت حک شده بر خود دارند که بدین معناست که این لوازم بصورت مستقیم و سفارشی در کشورهای فرانسه،انگلیس و آمریکا برای دانشکدهء نفت آبادان تولید گردیده اند، شاید جالب باشد که بدانید حتی موتور ساعت روی برج این مرکز علمی، مزین به نام زیبای ABADAN است و مستقیماً در لندن و برای دانشکدهء نفت آبادان طراحی و تولید گردیده شده....

بر بالای بام این دانشکده سه عدد ناقوس تعبیه شده که اینها نیز در شهر کرویدون در کشور انگلستان تولید شده و تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 شمسی، در آغاز هر ترم تحصیلی و ورود دانشجویان جدیدالورود این ناقوس ها به صدا در می آمده اند.

شاید گمان بر این باشد که این دانشکده، با توجه به ذات تکنیکی و فنی آن صرفاً یک مرکز علمی و تحت نفوذ بیگانگان بوده است ولی اگر به مدارک و شواهد مستندی که از دههء 30 و 40 باقی مانده است بنگریم خواهیم دید که این دانشکده،گهوارهء شور و اشتیاق انقلابی دانشجویان آنهم با گرایش اسلامی بوده است،در سالهای دههء 30 مرحوم نواب صفوی در این دانشکده رفت و آمد داشته و ظاهراً یکی از پناهگاههای ایشان در خوزستان، همین دانشکده و خوابگاه آن بوده است.در سالهای 1349 و نیز 1351 دکتر علی شریعتی نیز به دعوت این دانشجویان دو بار در سالن کنفرانس این دانشکده سخنرانی داشته که باعث خشم شدید مسئولین وقت این مرکز آموزشی گردیده بود.آقای هاشمی رفسنجانی نیز در سالهای پیش از انقلاب و به استناد نوشته های برخی از دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشکدهء نفت آبادان، با این دانشکده در ارتباط بوده است.

وزیر شهید نفت،شهید تند گویان نیز که از دانشجویان برجستهء این دانشگاه بوده،به مدت سه سال متوالی ریاست انجمن اسلامی این دانشکده را بر عهده داشته و در همان زمان نیز نشریه ای تحت عنوان:پیام دانشجوی مسلمان در این دانشکده منتشر و از این دانشکده به سایر مراکز آموزش عالی کشور می رسیده است.

در ایام جنگ تحمیلی این دانشکده و دانشجویان آن برای مدت کوتاهی به شهرستان گچساران منتقل و سپس به اهواز اعزام می گردند و پس از پایان ایام دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازی، این دانشکده در شهر آبادان مجدداً آغاز به فعالیت نموده و از بهمن ماه 1370 و تحت عنوان دانشگاه نفت شهید تند گویان آبادان مشغول به فعالیت   می باشد.

پی نوشت:

مدارک زیادی از جمله یک نسخه اسکن شده از نشریهء پیام دانشجوی مسلمان، کارت دانشجویی اولین دانشجوی این دانشکده، کارت استفاده از سلف سرویس دانشکده، بلیط ایاب و ذهاب مخصوص دانشجویان دانشکدهء نفت و .... را که از مدتها پیش در رایانهء شخصی ام نگهداری می کردم مفقود شده است!!! در همینجا به شما عزیزان قول می دهم که بمحض یافتن این مدارک ارزشمند آنها را برای بازدید شما خوبان، در این پایگاه اینترنتی قرار دهم.

 

 

ناقوس های تعبیه شده بر بام دانشکدهء نفت آبادان.ABADAN.OBODAN بدنهء یکی از ناقوسهای بام دانشکدهء نفت آبادان.به تاریخ حک شده بر تنهء برنجی این ناقوس دقت کنید.ABADAN.OBODAN همیشه از آبادان به این عقربه ها نگاه کرده ایم،این بار از پشت این عقربه ها به آبادان نگاه می کنیم.ABADAN.OBODAN داخل موتورخانهء ساعت سر در برج دانشکدهء نفت آبادان.ABADAN.OBODAN سنگ نبشتهء یادمان بیست و پنجمین سال گشایش دانشکدهء نفت آبادان و راه اندازی آزمایشگاههای آ.ABADAN.OBODAN ترجمهء همین متن به زبان انگلیسی: نمای بیرونی دانشکدهء نفت آبادان
Abadan, in addition to capital while new technology has been Iran, one of the main centers of higher education in the country and the region as been considered, as far as this still works persist as can be seen in many high schools and Hnrstanhay With over seventy years and life in many universities, including the Islamic Azad University, University: University of Marine Science and Technology and the University in this city are from oil.
Died in 1912 the formal opening of the Abadan refinery and will start, and was not obvious was the lack of specialized forces. Sazndh' Asas one refinery engineers in a letter to the counselor in Great Britain that Tehran has writes: .. .. Among about 8000 workers Hindi Iranian affairs of the refinery to have used less than 10 of whom are know to work with hammer and screwdriver any lives at all have not been available on .....!!!
Aside from this article whether this was indeed the reality, or Belgian-American engineer Tbh' has asked Great Britain to overestimate in this case, might be able to somewhat serious situation specialist native force in those years to show that deterioration foot Burmese workers and Pakistan in the Abadan refinery with titles such as painter (Rngzn), press work, work, and even solder cup maker and gardener! Be open and Iranians still in the same isolation in the office job and Padvyy servant and kept.
However, as gradual Iranians working in the refinery but firm steps inherent genius of their incidence and their positions were instead more suitable office until many European engineers working in the refinery of Abadan and Masjed Soleiman Oil wells of ingenuity and initiative Iranian offices yourself a lot of stories have the story (you can book a valuable memories, see South-West of Iran).
This situation more or less continued until 1939 deaths (Solar 1318) Iranian Oil Company and British Srmayh' the total available oil reserves of fossil fuel underground in this company, 51 percent of its main owners and 49 percent of Iranians belong to foreign English was the decision to launch a training center for this quality of technical affairs at the time of Abadan Refinery only refinery was considered the Middle East were based on agreement between the parties that all students should be educational center of Iran after graduation and success in final examinations in the Abadan refinery and other oil-rich regions Tabh' units to be handled and English had also been committed to teachers and experienced teachers from Europe and America with this dispatch Center ....
And thus the first training center in the Middle East oil techniques as in Abadan Abadan Technical Institute and North Mntqh' Mosaffa and Mshjr Bvardh' can start, the center of the oil College in Manchester, England (OCB) and technical services Oil United Mthdh' America in Washington (OTIUS) third technical training was considered the world's oil and international name Abadan Institute of Technology (AIOT) was taken to.
Early start in the center, based on the principle of student interns and practical work being done and why, students center their total student Chharsalh' term, it should be three-fifths of the refinery as training and only two-fifth of This time spent teaching the theory of affairs was during this period and after four years the college graduates with technical experts in the fields Drjh' electricity, chemistry, petrochemical, refining, and engineering and technical graduates often as head of Abadan Refinery Technical Departments found employment.
This trend continued until 17 years later while in the 1335 Solar (died 1956) simultaneously with the name change to Schools Technical School of Abadan, changes in the availability and acceptance of students and teaching methods available in this field of medicine was established In fact, this time with the students of the college entrance permission کنکور present findings in this college and more education to the educational theories and Grayyd drilling and mining engineering field prior to the total time was added.

Because in this article do not intend to write you about the discussions that other sources also said of them and you dear friend you can easily access them, you have to try this newer design, content and less heard, the The more majestic and you know the importance of this medicine.
According to the documents in there bring this college, technical college professors and teachers, the best teachers and technicians in the world were the majority of their direct flight from Washington and London come to Abadan after two days of teaching Week again to Washington and London are open Gshtnd, the phrase can be the masters of the doctor Harlysvn most sophisticated science experts are from oil refining to 9 years in the teaching of medicine was after this period the Oil Ministry in Great Britain, was chosen.
Harlysvn repeatedly during their speeches, creating the School of Abadan oil Honors knew stable country.
Other faculty teaching in the college can work, can the doctor Holliday, one of the greatest physicists pointed own time, the doctor Holliday Holliday Nvysndh' physics book are valid still any student in any area of the world, he entered the University is the same term should be the primary pass this book.
Workshop tools and technical laboratories Journal of the Dashkdh If we should also say that all of these devices as Abadan name carved on their accessories, which means that this directly and custom in France, Britain and America for the School of Abadan Oil Production have been, perhaps even more interesting that the engine is the center tower staff, furnish the name is beautiful ABADAN directly for London School of Abadan Oil has been designed ....
Roof on top of this School Division Three embedded in Croydon that these also produced in England and before the Islamic Revolution's victory in the 1357 calendar, the beginning of each semester students and New Jdydalvrvd this Division are to the sound said.
Perhaps think that this is college, the site merely technical and technical staff and a center of foreign influence, but if the documentary evidence that Dhh' 30 and 40 remain we'll look at the college, G·hvarh' passion and enthusiasm of the revolutionary students Nhm the trend has been 30 years late Navab Safavi Dhh' in travel medicine and apparently had one of their shelters in Khuzestan, the faculty and the accommodation was. In the years 1349 and 1351 doctor Ali Shariati also invited two students on the college lecture hall conference that had caused severe resentment Local authorities had been training center. Mr. Hashemi Rafsanjani in the years before the revolution and post some of the students cited a member of School of Oil Abadan, in connection with this medicine is.
Minister of Oil martyr, martyr, also a sharp Guyana prominent students of the university, the president of the Association for three consecutive years of responsibility for the college and at the same time as the publication: Posts Muslims and published in The College of Higher Education Faculty to other country has.
The holy war and forced the college students for the short time and then transferred to Gachsaran city of Ahvaz are deployed and after spending the Sacred Defense era and begin rebuilding, the college established in Abadan and again from February 1370 under harsh Guyana University of Abadan Oil martyr is working.

 
ادامه مطلب | نظرات (75) | ارسال شده توسط : shahrokh | در تاریخ 19 دی 1386

75نظر

essi abadani در دیماه 19, 1386 11:36 بعدازظهر

ba salam va tabrik zeyad be shuma ke hamvare ein shahr zeiba va khobemoon ro be hamegan mieshnasoni.manzel ma nazdeik be ein daneshgah bood va eino ba eftekhar migam ke dai man yeki az faroghtahseilan dore ghadimi ein daneshgah bood va dar sherkat naft ham masol revabet omomi sherket naft dar abadan bood.pesar daei man ke khod yek daneshjoo bood ke bad khodesh ostad ein daneshgah shud.duta az karhay zeibai ein danshjoyan moslman ro beratoon arz konam.dar ayam mobarak mah remezan ein danshjoyan ba dorost kardan sham va avordan an be khaneye ma ke betoneim anharo bain foghara taghseim konem eshare konam. man on moghe hodode 11, 12 salm bood. meiraftam to kochehay ahmad abad khochehay lain 10,11,12 ke geda va fagheir anja bodan ghaza mibordeim heichvaght ham esmi az khodeshoon nemiavordan ke kee hastand va dar ein ayam hadeaghal chandein khanevade fagheir az vafay del ein daneshjoyan shekami seir mikardand.duomein mobarezee ke shud eteraz daste jami daneshjoyan daneshkedee neshan dadn mokhalefat shedid khodeshon be verood dokhtar doktor eghbal ke raeis sherket naft bood bayad eshare kard.dar ayam enghelab ham zan baradam be etefagh pesar daei khodam dar ein daneshgah tadreis mikardan. bayad be arz beresonam zan dadashamke amreikaee bood eshare konam kholase einam khatereee az ein mahd elm va danesh shar ma.afrad zeyadi ro man meishnakhtam ke az ein danshkede farogheltahseil shudand.

همشهري آرش در دیماه 20, 1386 0:39 بعدازظهر

سلام شاهرخ عزيز

مطلبي خواندني و زيبا بود و افسوس بخاطر باخ دادن ِ اسناد منحصر بفرد . ( وژدانن غير آبودانيا كسي ميدونه باخ دادن يعني چي؟) جالبه كه اين اصطلاح ريشه در هيچ گويش و خرده زبان ايراني ندارد. در ضمن عكسي كه از دانشكده در شب گرفتم پيشكش جنابعالي . مي تواني آنرا هم به اين متن ضميمه كني .
يا حق

مانی در دیماه 20, 1386 1:47 بعدازظهر

با عشق و ارادت
شاهرخ عزيزوم سلام
منو ياد خيلی چيزا انداختی . ياد رفيقوم (امير) که فيلم ساز بود . فيلمی هم در آبادان ساخت با نام ( وقتی که گم می شوی ...) که به قول خودش این ادای دینی بود به همه ی هستیمون آبادان که در چند جشنواره ی خارجی هم اکران شد . فکر کنوم تو ایزگاه ۷ بود لوکیشینش . اول فیلمش می دونی چی نوشت . قبل از تیتراژش ؟
( الهی ... مادرم ... آبادان ... آمین ) .
امیر ۲ سال پیش به رحمت خدا رفت حدودن هم سن بودیم ۲۵ یا ۶ .
منو یاد داییم انداختی که بعد از ۸ سال اسارت تا همین لحظه تو آسایشگاه مجروحین جنگیه . زبونوم لال حالش خرابه .
یه دایی دیگوم سرپرست تیم صنعته ( حاج مهدی غفاری) که البته باعث افتخار منه .
و منو یاد رفیق کبیرم (کورش کرم پور ) عزیزم انداختی . اتفاقن فکر کنم یکی دو هفته پیش بود بهش زنگ زدم .
البته که یاد رفیق و نازنین شاعر دیگه ای هم افتادم با نام (محمد تنگستانی) بزرگ که شب هایی رو سحر کردیم تو شاهین شهر با هم . که البته آبادانیه و ساکن آبادان . مطمئنم می شناسیشون .
وای ( پیمان ماندگار) داشت از قلم می افتاد . شرمنده . اونم که مرد به مولا .
خلاصه حرف زیاده و غربت زیاد تر .
سلام منو از اين ور دنيا آبادان بزرگ برسون کاکا .
بگو مانی دلش واسه پارک شاپور و چليماش تنگ شده ... واسه فيدوس ... واسه بوی گند و نم کنار شط او روزا شرجی زير تيغ آفتاب ... واسه همه .
آخه مو ديگه ايران نيستم ...ه

رخشان در دیماه 20, 1386 7:04 بعدازظهر

زحمت کشیده اید و دست شما درد نکند...اطلاعات خوبی بودند هر چند که معترفم به اینکه جسته و گریخته خواندم...(برای این که معمولا مطالب طولانی از این دست در فضای مجازی سنگینند و مخاطب عام نمی طلبند.)حتی داستان که جذابیت های خاص خودش را دارد طولانیش در این فضا، از حوصله ی خواننده بیرون می رود چه رسد به مطالبی از این دست که اطلاع رسان هستند. ( این را خواهرانه و به این خاطر عرض کردم که دوست دارم مطالبتان را بخوانم، اگر مهم نبود می گذشتم و سکوت می کردم، امیدوارم به دل نگیرید.)

نازنين در دیماه 20, 1386 8:12 بعدازظهر

سلام مرسي كه به وب من اومدين...
حستون درست بوده...چون من 22 سال اهواز زندگي كردم و چهار سالش رو هم آبادان دانشجو بودم...
الان چند ماهي هست كه اومديم شيراز.دلم براي اونجا و دوستانم حسابي تنگ شده!
از آشنايي با شما خوشوقتم...

علی چنگیزی در دیماه 20, 1386 9:14 بعدازظهر

این شهر اگه سه تا آدم مثل تو داشت الان بهشت بود. درست مثل چیزهایی که پدر های من و خودت از این شهر می گویند و الان موقعیتش به هیچ وجه در ان اندازه ها نیست ان شاءالله همه مثل خودت با جنم باشند و به فکر این شهر

هدي فولادي در دیماه 20, 1386 9:24 بعدازظهر

سلام **************
خوبيد شما ؟
ممنونم كه خبرم كرديد
با توجه به علاقه اي كه به شهر ابادان دارم با اين مطلب شما روحيه گرفتم
واقعا ممنونم كه خبرم كرديد
ايشالله مسوولين به فكر بيفتند و شهر ابادان رو دوباره بسازند .
چون در حال حاضر ابادان مناسب براي زندگي راحت نيست .
ولي از بس دوستش داريم و از بس مردم خوب و خونگرمي داره ما نمي تونيم اون رو فراموش كنيم .
**************************
موفق باشيد
باي
**************************

عمو اروند در دیماه 20, 1386 9:26 بعدازظهر

من باین باورم که یک پژوهش‌گر باید دور از وابستگی‌های ایده‌لوژیکی وقایع نگاری کند و از این‌رو می‌گویم که دانشکده‌ی آبادان مرکز چپی‌ها هم بود بدون این‌که قصد دفاعی از ایده‌ئولوژی آنان در این‌جا داشته باشم/

پیمان در دیماه 20, 1386 9:50 بعدازظهر

ممنون از لطفتون!
مردم آبادان همیشه پشتوانه دانشکده نفت بودند و مطمئن باشید بچه های دانشکده هم در هر پست و موقعیتی باشند روزگار با محبت گذران درس و زندگی در آبادان بالا بلند را فراموش نمی کنند!

قاصدک در دیماه 20, 1386 10:30 بعدازظهر

سلام.واقعا خسته نباشید. مثل همیشه کلی استفاده کردم

سحرمشکی در دیماه 20, 1386 10:52 بعدازظهر

سلام همشهری خوب وبلاگ خوبی داری بابا حوصله داری اینا رو می نویسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بی خیال خون خودتو کثیف نکن

راستی از نفتتون چه خبر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

علی مداحپور در دیماه 20, 1386 11:10 بعدازظهر

شرایط ورودش چطور است

captain black در دیماه 20, 1386 11:11 بعدازظهر

سلام...ئو سری که رد شدم ساعتش خواب بود بنده خدا...تازه یه بارم روبروش با موتور زدن به ماشین آقام...یه بارم پی یه پروژه ای بودیم با یکی از بچه ها...قرار بود اینجا بامون همکاری کنن...حتی تا دم حراستشم رفتیم...ولی بعدش بی خیال شدیم!..یاحق...

selma در دیماه 20, 1386 11:17 بعدازظهر

سلام
همشهري گرامي
خوشحالم كه مطلب زيبا و جديدي از شما مي بينم
بي اغراق عرض مي كنم مطلب بسيار عالي است
موفق باشيد اگر اشكالي نداردمطلب را به بالاترين مي فرستم و از دوستاني كه عضو اين سايت هستند درخواست دارم به اين سايت رفته و راي خود را اعمال دارند
خدا نگهدار شما

كوكا در دیماه 21, 1386 0:04 صبح

سلام شاهرخ خان ... البته منظورم اون قهرمان فيلماي هندي نيستا ... مطلب نسبتا جامعي بود ... حداقل خودمون بايد اين چيزا رو بدونيم ... راستش وقتي عكساي بابامو توي كار آموزان ميبينوم وقتي يادمه بچگيها با بابام ميرفتوم سر كارش اداره اون فضايي كه از يه محيط شركت نفتي يادومه ... همه چيز فرق داشت .. الان فقط يه اسم مونده ... اين دانشكده هم كه جزو تاريخ شهره ... راستش هنوز وقتي غير خوزستانيها ميبيننش كف ميكنن در حد كولينا ... اميد ... همونيه كه باهاش زنده ايم

امامی در دیماه 21, 1386 0:08 صبح

به عنوان یک فارغ التحصیل این دانشکده افتخار می کنم که 4.5 سال از بهترین سالهای عمرم را در شهر عزیزآبادان و این دانشکده محبوب سپری کردم از شما هم ممنون به خاطر این مطلب

باشهيدان آبادان در دیماه 21, 1386 1:24 صبح

سلام
دستت درد نكند به نكته خوبي پرداختي متاسفانه يكي از اغلاطي كه در ذهن مردم ميهنمان انداخته شده كه متاسفانه سينما و تلويزيون سهم بزرگي در آن دارند تصويري نابهنجار از مردم آبادان است كه لازم است بيش از بيش در اين زمينه تلاش كرد .
در رابطه با عسهاي مفقوده ات اگر پاك شده اند ميتواني با نرم افزار ريكاور ماي پوپتو انها را باز يافت كني من ديروز 300 عكسم را كه بوسيله ويروس پاك شده بود بازيافت كردم روش كارش هم بسيار ساده است و سريع عمل ميكند البته نسبت به حجم فايلها امكان دارد چند ساعتي طول بكشد.
يا علي

سلما در دیماه 21, 1386 1:33 صبح

سلام
خواهش مي كنم من كه كاري نكردم معمولا اگر ببينم مطلبي زيباست براي اينكه همه از ان استفاده كنند تلاش مي كنم كه همه آن را ببينند بماند كه اين مطلب در مورد ابادان است و من وظيفه ي خودم مي دانم به عنوان عضو كوچك ين اين جمع كمك كوچكي به شناساندن چهره ي واقعي آبادان كنم

موفق باشيد

ali در دیماه 21, 1386 0:24 بعدازظهر

آن همشهری که گفته بود باخ‌دادن ریشه در جایی نداره ... به نظر من داره و همان باخت‌دادن است از اصطلاحات قمار.

مهدی در دیماه 21, 1386 2:45 بعدازظهر

منم چند سال پیش تو این دانشکده عزیز درس خوندم والان کانادا مشغول به ادامه تحصیلم.
درود بر ابادان ودرود بر دانشکده نفت.
الان حال و هوای اون زمان رو کاملا حس می کنم.یادش بخیر
شاد باشید و مانا
بدرود

پدرام در دیماه 21, 1386 2:55 بعدازظهر

خیلی جالب و زیبا بود
مرسی
واقعا لذت بردم
مخلص همه بچه های گل آبادان .....

همشهري آرش در دیماه 21, 1386 3:55 بعدازظهر

برادري كه زحمت كشيدي و ريشه باخ دادن را در آوردي ، دستت دردنكنه ولي درست نگفتي . باخت دادن و باختن كه از ريشه بازيدن و بازي كردن است به هيچ وجه به اين معني تركيب آباداني باخ دادن نيست . در زبان اصيل و ايراني بختياري بازيدن به معناي رقصيدن و دست افشاني كردن است : بي دست اِبازه يعني بي ريتم مي رقصد . شايد ريشه كلمه بازي PLAY هم به احتمال قوي همين باشد ولي اصطلاح تركيبي باخ دادن كه هم سرشار از غبن است و هم تلميح و طنز ، نسبتي با باختن ندارد .

عکاسباشی در دیماه 21, 1386 4:32 بعدازظهر

سلام شاهرخ عزیز

ممنونم از دعوتت دوست خوبم وامیدوارم قسمتم بشه شهر زیبای شما رو هم ببینم .شنیدم در موردش و خیلی دوس دارم یه سفر عکاسی داشته باشم .
خوشحالم از اشنایی با تو دوست خوبم و وبلاگ جالب و خوندنی ات .
موفق باشی
بازم بیا عکاسخونه خوشحال میشم

عکاسباشی در دیماه 21, 1386 4:34 بعدازظهر

سلام شاهرخ عزیز

ممنونم از دعوتت دوست خوبم وامیدوارم قسمتم بشه شهر زیبای شما رو هم ببینم .شنیدم در موردش و خیلی دوس دارم یه سفر عکاسی داشته باشم .
خوشحالم از اشنایی با تو دوست خوبم و وبلاگ جالب و خوندنی ات .
موفق باشی
بازم بیا عکاسخونه خوشحال میشم

نغمه در دیماه 21, 1386 7:06 بعدازظهر

khaste nabashi

نغمه در دیماه 21, 1386 7:32 بعدازظهر

dir ke nakardam
ta didam ooomadam

نغمه در دیماه 21, 1386 7:36 بعدازظهر

baba ina nemizaran darbareye foootbal bezaram

علامه در دیماه 21, 1386 9:36 بعدازظهر

متشکرم بابت اینکه شهر عزیزتون رو این طور برای مایی که از شهر ابادان دوریم توصیف میکنید .
بسیار عالی و به شما تبریک می گم به سبب اینکه پیش قدم چنین کار بزرگی شده اید .
واقعا متشکرم و از خداوند منان صمیمانه توفیقتان را در این کار خواهانم .
در ضمن ممنون که تشریف اوردید .

مریم در دیماه 21, 1386 11:07 بعدازظهر

سلام وممنون .بعضی از اطلاعات را درباره دانشکده نفت برای اولین بار خواندم وبرایم جالب بود.ای کاش ذکر منابع وماخذ هم می شد.
باقی بقایتان

اكرم در دیماه 22, 1386 0:22 صبح

سلام
وبلاگ خوش اب و رنگي داري مطالبت هم خوبه به من هم سر بزن

زهرا در دیماه 22, 1386 0:37 صبح

سلام

اینم نظر عزیزمp:

قطره ای از دریا در دیماه 22, 1386 2:22 صبح

سلام:واقعا که برادر دست درد
نکنه که اینقدر زحمت رو متقبل
شدیدواین دانستی هاروازآبادان
به معرض دید علاقمندان ودوستدارانش قرار می دهید
جالب بود اسلاید اولین ها.

امین اتمان در دیماه 22, 1386 0:51 بعدازظهر

سلام.
ممنون به خاطر اطلاعات مفیدتان. کمک بزرگی است اگر منابع خودتان را نیز مشخص کنید. کگارستانی کردهاید که پاینده بماناد.
یا حق

فرزاد در دیماه 22, 1386 10:05 بعدازظهر

سلام کا
به به آقا اسم وب سایتت به آدم حال میده دمت انفجار !!!
منم یه مدتی درگیر امتحانات ترمم وگرنه عمرا" شما رو فراموش کنم
آقا مطلبت هم توووووووپ بود عکساشم دیدم قشنگ بودن دمتون گرم واقعا" آپ کردید خبر بدید حتما" میام
فعلا"

احمد در دیماه 23, 1386 4:22 بعدازظهر

به اون آقا كه اسمش آرش بايد بگم اصلا" باخ را قاطي زبان بختياري نكن اين اصطلاح مختص آبادان و آبادانيهاست و الكي لرها را نچسبون به آبادان.
وقتي نوشته شما را خواندم كه ميخواستي كلاس بدي به لرها خنده ام گرفت خيلي خيلي خنده دار بود.
لر بختياري چه ربطي به اصطلاح آباداني داره . لطفا" خودتون را با آبادانيها قاطي و مقايسه نكنيد.

شاهرخ(مدیریت سایت) در دیماه 23, 1386 7:20 بعدازظهر

با سلام به حضور جناب آقای احمد و همهء بازدید کنندگان خوب و با وفای این وبسایت.
باید عرض کنم که من در باب اینکه ریشهء این واژهء باخ از کجا آمده و چگونه تغییر کرده اطلاعاتی ندارم و نمی توانم اظهار نظر کنم ولی در هر صورت آمادهء شنیدن نظرات دوستان عزیز هستم ولی آنچه مرا بدان داشت تا وارد این بحث شوم گفتار همشهری خوبمان احمد بود.ایشان اظهار داشته اند که لرها را قاطی آبادان نکن!!!اصولاً آیا می توان آبادان را بدون وجود قومیت لر،عرب،بلوچ،دوانی و.... متصور گردید؟آبادان عزیز ما معجونیست از این فرهنگ ها که اتفاقاً فرهنگ آبادانی از هر کدام رسم و لغت و واژه ای را گلچین نموده و اینک این واژگان دیگر از آن «ما» هستند....کم نیستند اصطلاحات بختیاری در زبان آبادانی ما از جمله: تنگیدن،تنگله کندن،رمبیدن و...اصولاً شاید بتوان گفت که:آبادان را نفت آباد کرد و نفت نیز از سرزمین بختیاری به آبادان وارد گردید،پس آیا ممکن است که این مایهء سیاه و بدبو بدون صدور یک سری لغات و فرهنگ و رسم و رسوم وارد این شهر شده باشد؟؟؟دوست خوبم احمد جان،زیبایی فرهنگ آبادان و پویایی آن به همین گلچین شدن واژگان آن از قومیت ها و حتی ملیتهای گوناگون است و دلیل مانایی این فرهنگ و اینکه قدرت این را دارد تا هر فرهنگ وارداتی را در خود ذوب کند همین است که ما مجموعه ای هستیم واحد در زیر یک سقف به نام آبادان و ید واحدی هستیم محکم و قدرتمند تحت عنوان آبادانی.همانطور که از پاکستانیها و هندیها و برمه ایها و انگلیسها واژه و لغت گرفته ایم،از کردها و لرها و عربها و بوشهریها و...نیز کلام ورسم و غذا گرفته ایم.شما نگاهی به همین شهر اهواز در یکصد کیلومتری شهر خوبمان بیندازید و ببینید که مردم این شهر هنوز پس از حضور سه تا چهار نسل در شهر اهواز خود را شوشتری و دزفولی و...میدانند ولی در شهر ما آبادان هرگز اینگونه نیست،هر کس پس از حضوری 3-4 ساله در این جزیرهء زیبا خود را آبادانی نامیده و آبادانی گپ زده و آبادانی رفتار می کند...عربهای آبادان را دوست دارم بخاطر صفایشان،لرهای آبادان را دوست دارم برای وفایشان،کردهای خرمشهر و آبادان را دوست دارم بخاطر سختکوشیشان ....و مهء آبادانیها را دوست دارم بخاطر آبادانی بودنشان ...پیروز باشید

احمد در دیماه 24, 1386 10:21 صبح

به بخشيد تنگيد در زبان بوشهري ، دشستون ، گناوه ف ديلم ، دشتي مزارعه ايي و....
اصلا" هيچ ربطي به زبان بختياري نداره كه نداره اتفاقا" آبادان همه جا را آباد كرد چون همه چيز از نظر جغرافيايي اينجا فراهم بود. اصلا" بختياري چيزي نداشت. پس باز هم آيادان بود كه همه جاي ايران و دنيا را آباد كرد.
اين بر همگان مشهود است يك حقيقتي است كه نميشود نديده گرفتش . تازه بختياري در چهار محال هستند ن مسجد سليمان يعني مسجد سليمان هيچ ربطي به بختيار ندارد.
بهتر ديگه جايي اين حرف را نزي كه نفت از سرزيمني بختياريهاست.
و....

سید محمد میرفصیحی در دیماه 24, 1386 9:02 بعدازظهر

سلام جناب مهتابی...
جالب بود و خواندنی...اما...وای از دیروز و امان از فردا...شادبمانی و سلامت

سلما در دیماه 24, 1386 11:47 بعدازظهر

سلام آقاي مهتابي
بله من حتما لينك را براي شما در بالاترين مي گذارم اما جسارتا من لينك مطلب را براي شما مي گذارم حدود 73 كليك خورده و 35 امتياز گرفته من دليل اينكه در وبگذر نمايش داده نشده حقيقتا نمي دانم

https://balatarin.com/permlink/2008/1/10/1208599

اتفاقا دفعات قبل هم براي شما مطالبتان را فرستادم و آنها خيلي امتياز آوردند و كليك خوردند اگر موردي نداره لينك هاي آنها را براي شما مي گذارم
https://balatarin.com/permlink/2007/11/23/1179354


https://balatarin.com/permlink/2007/11/26/1180959


من لينك مطلبي كه فرموده بوديد مي فرستم و به شما اطلاع مي دهم
خدا نگهدار شما

اختر در دیماه 25, 1386 4:41 صبح

هم ولایتی "نفتی" من شاهرخ عزیز سلام
ممنون از اینکه به من سر زدی و باعث شدی که من با وب پرمحتوایت آشنا بشم. از مصاحبه ات با هنرمند بزرگ جنوب ـ آبادان امیر نادری خیلی لذت بردم. من راستش فکر کردم که پیام گذاشتم چون یه پیام کوتاه فرستادم که بعد در فرصت مناسب بیشتر بنویسم ولی گویا پست نشد که از این مشکلات گاهی در دنیای مدرن الکترونیک پیش میاد. به هر حال ببخشید اگه زود جواب ندادم چون کمی هم درگیر کارهام بودم. تیز بینی ات در شباهت هایی که بین ما وجود دارد برایم جالب بود و کاملا درست گفتی هر دو بچه سرزمین های نفت خیز و هر دو ژورنالیست و عکاس و هر دو هم فرزندانی هنرمند داریم. جالبه. راستی من متولد گچساران هستم که تا دو سه سالگی اونجا بودم و بعد در مسجدسلیمان بزرگ شدم. دختر من یاسمین در ماه دسامبر گذشته 18 ساله شد و آپریل امسال دیپلم دبیرستان می گیره و میخواد رشته فیلم نامه نویسی و کارگردانی تحصیل کنه. دخترتون رو به جای من ببوسید و سلام گرم به خانواده گرامی وهم ولایتی هایم آبادانی ها و جنوبی های مهربون برسونید.
اختر

طرفه در دیماه 25, 1386 5:34 صبح

به نام خدا و با سلام. تلاش شما قابل تقدیره. براتون آرزوی سربلندی می کنم. عظم الله اجورکم

رضا موسوی در دیماه 25, 1386 9:58 صبح

سلام. لطفا از وبلاگ اهل آبادان بازدید فرمایید.

رضا موسوی در دیماه 25, 1386 10:00 صبح

سلام. لطفا از وبلاگ اهل آبادان بازدید فرمایید.

فروز در دیماه 25, 1386 5:37 بعدازظهر

نه گرامی من اهل آبادان نیستم، هر چند که آبادانی و زنده بودن/شدن را دوست می دارم.
سپاس

اختر در دیماه 25, 1386 5:56 بعدازظهر

شاهرخ عزیز
با اجازه من به وبلاگت لینک دادم
راستی چرا مطلب در مورد تاریخچه سینماهای ابادان را دیگه پیدا نمی کنم؟
اختر

فرشته توانگر در دیماه 28, 1386 2:40 صبح

با سلام به شما دوست گرامی
با مطلبی مربوط به آبادان به روزم

عکاسباشی در دیماه 28, 1386 3:24 صبح

سلام با چند عکس جدید به روزم دوست عزیز

هومن ایواز در دیماه 29, 1386 2:09 صبح

سلام .
از اینکه به وبلاگ من و دوستانم سر زدید ممنون ام .
آنچه که در وبلاگ من نوشتید موجبات شرمندگی من شد. تا جایی که من از جوانان و مردمان جنوب شناخت دارم آنها را انسانهای بسیار فرهیخته و اهل تفکر دیده ام .
باری...
آن چیزهایی که در گوشه وبلاگ نوشته شده صرفا به این خاطره که در وبلاگ فقط پیرامون فیلم صحبت بشه ( که تا بحال آنطور که مورد نظر بوده دوستان مورد نظر پیدا نشدند و امیدواریم هر چه زود تر آنها را پیدا کنیم ) و به این خاطر نیست که دوستانی مثل شما از ما برنجند . به هر حال من شما را در وبلاگ خودم لینک کردم .
و امیدوارم که همیشه خواننده وبلاگ من و دوستانم باشید و نظرات شما را هم در مورد فیلمهایی که بررسی میشوند در وبلاگ ببینیم .

فرشته توانگر در دیماه 29, 1386 4:02 صبح

با سپاس فراوان از لطف و حسن نظر شما دوست عزیز

فرهاد جعفری در دیماه 29, 1386 4:53 صبح

دانشکدهء نفت آبادان، چیزی هم ازش مونده؟

sara در دیماه 29, 1386 4:11 بعدازظهر

salam ,man sara hastam ,bale man esalatan abadani hastam
khob roozo shabetoon khosh
ya hagh

بابك در بهمنماه 1, 1386 3:33 بعدازظهر

بهتر است اين آقايي كه خود را احمد مي نامد،بداند كه آب رودخانه كارون ،نفتي كه به پالايشگاه آبادان مي رفت و مي رودو خيلي چيزهاي ديگر متعلق به سرزمين بختياريهاست وبدون بختياري ومسجدسليماني ، آباداني وجود نداشت وآبادان امروز نمها يك بيابن برهوت مانند بلوچستان مي شد. بهتر است ايشان حد خود را بداند و احترام خود را حفظ كند در ضمن هيچ بختياري واقعي اصلا دوست ندارد خود را آباداني بداند ومن تنها با اين نظر ايشان موافقم كه هيچ سنخيتي بين ما و آبادانيها وجود ندارد و بهتر است براي بزرگ كردن خودشان راه ديگري پيدا كنند.

اختر در بهمنماه 3, 1386 6:24 بعدازظهر

هم ولایتی عزیز و گرامی
یک دنیا از کمنت پرمهرت که کلی به من انرزی برای کارم داد متشکرم
ای کاش همه چنین قلبی داشته باشند و با خلوص نیت دیگران را به کار نیک تشویق کنند. خود من هم همیشه چنین برخوردی را با دیگران دارم و شاد میشم وقتی برخوردی این چنینی می بینم.
یک بار دیگه هم تشکر از لینک کردن

از راهنمایی ها و تجاربت مرا محروم نکن
راستی خوب متوجه اسم رادیو شدی!
بالاخره یه زن خوزستانی داره این کار را انجام میده یه حق آب و گلی داریم دیگه!
زنده و پایدار باشی
اختر

ana در بهمنماه 3, 1386 8:41 بعدازظهر

سلام
خدا قوت
کار بسیار زیبا ، بسیار پربار و بی نظیری است .
فکر کنم لازم باشه همه آبادانی ها تشکر کنن چون تا حالا کسی این کار را نکرده بود یا من ندیده بودم . بهرحال لایق باشم به نمایندگی از همه آبادانی ها سپاس می گویم

مرجان در بهمنماه 7, 1386 2:19 صبح

با سلام به شما دوست گرامی و عزیز

ممنون که منو قابل دونستید و دعوتم کردید

من از طرفداران وبلاگ شما میباشم

و از مطالب ارزنده ان استفاده میکنم

موفق باشید

منتظر حضور گرم شما میباشم

Anonymous در بهمنماه 7, 1386 6:46 صبح

البته که آبادانی هستم . یک آبادانی دو آتشه . هرکجاباشم دلم برایش می تپه. شاید یک پست را به آبادن ااختصاص بدهم

یلدا
neurasthenic.blogfa.com

Anonymous در بهمنماه 7, 1386 11:21 صبح

http://neurasthenic.blogfa.com/
مرا بردی به کتابهای اسماعیل فصیح.زمستان 62 کتاب فراموش نشدنی که انگار سرنوشت همه ماست
یلدا

دانوب از آبادان در بهمنماه 9, 1386 2:29 بعدازظهر

از این اطلاعات ممنون من مدتی دنبال اطلاعات در باره ی این مطلب بودم
یا حق

قطره ای از دریا در بهمنماه 11, 1386 4:54 بعدازظهر

سلام:خسته نباشید حتما" خیلی وقت صرف کردین تا اطلاعات به مطالب خواندنی وماندگار دانشکده نفت رو فراهم کردید
ازطرف خودم وهمه آبادان دوستان
ازشما ممنونیم.
موفق باشین

بختیاری در بهمنماه 12, 1386 5:43 بعدازظهر

بله مابختیاریهااصیل هستیم مثل ابادانیها مخلوطی ازفرهنگهای مختلف نیستیم بله هیچ بختیاری اصیل افتخارنمیدهد که ابادانی بی هویت وبیریشه وناخالص باشه مابختیاریهااصیل هستیم

رخشان در بهمنماه 13, 1386 10:10 بعدازظهر

دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر هست ...نیست؟
خیلی ممنونم از حضور آقای مموش و دعوت می کنم از خود آقای شاهرخ که ایشون خودشون هم در هم اندیشی ما شرکت کنند. دوست دارم در بحث شرکت کنید همشهری. باتشکر

کامبیز در بهمنماه 15, 1386 4:56 بعدازظهر

جناب مهتابی
پیغام به روز شدن سایت را روی ایمیلم میگیرم
replay
اگر گرفته باشید
یا حق

هواداران بهزاد پیشرو در بهمنماه 17, 1386 0:08 صبح

سلام دوست عزیز !!
امیدوارم سلامت و موفق باشی هر کجا که هستی ...
.
.
.
واقعا خسته نباشی
نوشته هات خیلی خوب و مفیدن
.
.
.
منتظر شما هستم ...

قطره ای از دریا در بهمنماه 17, 1386 9:13 صبح

سلام :من آپم وقت کردین یه سربزنید.

موفق باشید

قطره ای از دریا در بهمنماه 17, 1386 9:13 صبح

سلام :من آپم وقت کردین یه سربزنید.

موفق باشید

سرآبادان در بهمنماه 17, 1386 9:51 صبح

سلام!

اول ممنون از اینکه به وبلاگ نفحات سر زدین !

دوم اینکه از اونجائیکه "هر گردی گردو نیست " باید بگم در مورد همشهری بودنمان اشتباه کردین!

و سوم اینکه من هم برای شما آرزوی موفقیت دارم!

رخشان در بهمنماه 17, 1386 7:51 بعدازظهر

نرنجید لطفاً جناب مموش. هرچه نباشد گلی به گوشه ی جمال معرفت شما!

Gajested در بهمنماه 18, 1386 10:22 صبح

سلام. ممنون که سر زدین..وبلاگ خوبی دارین. کلی استفاده کردیم. موفق باشید.

aliasopas631 در بهمنماه 18, 1386 9:25 بعدازظهر

_______________%%
_______________%%
______________%%%
_____________%%%%%
____________%%%%%%
_____________%%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%__%%
_____________%%%__%__%
_____________%%%___%__%
_____________%%%___%___%
_____________%%%___%___%
_______%%____%%%__%____%
______%__%__%%%%%%____%%
______%___%%_____%____%%
_______%____%%%%%____%%
________%___________%%
_________%_________%%
_________%%__سلام_%%
________%%_________%%%
_______%%___من اپم___%%%
______%%______زود بیا_____%%
_____%%_______منتظرم_________%%
_____%%_________________%%
_____%%%________________%%
______%%_______________%%%
_______%%%____________%%%
_________%%%%________%%%
___________%%%%%%%%%

دوست خدا در بهمنماه 19, 1386 11:11 بعدازظهر

سلام من قبلا به نام همشهری چند بار نظر دادم

سیدمحمدمیرفصیحی در بهمنماه 20, 1386 10:10 صبح

سلام مهتابی عزیز...
بی نهایت ممنون از ابراز لطفت...
این روزها بد نیستم... و می گذرد. انتخابات و انتخاب درد بزرگ شهر ما است...ای کاش...شادباشی همیشه.

دوست خدا در بهمنماه 21, 1386 4:46 بعدازظهر

سلام اره همینه که گفتی اما این ای دی حک شده بازم میام سراغت ممنونم از این که نظر خصوصی دادی

سارا در اردیبهشتماه 16, 1387 11:23 صبح

عالی بود به جنوبی بودنم افتخار کردم

سرزمین دوست داشتنیم
دیار همیشه عاشق
دلم
دلم برای تابستانهای داغت ،
بوی شرجی و نفسهای سنگینی که از امتداد شرجی به سختی بالا و پایین می روند تنگ شده
می خواهم بگریزم
از این همه شبه آینه
و
قدر بدانم
آینه سیاه صورتهای آفتاب سوخته جاشوهایت را که آیینه تمام نمای معجزه اویند
با بازوان پرقدرتشان و قلبهای از جنس بلورشان
که
جایشان را با صورتهای بلورین عوض کرده اند
قشنگ ترین خاطر ه ام شده
یادآوری غروب دلنشینت
و
با یادش تنهاییم را از یاد می برم
و چشمهایم
چشمهایم هر روز جای شلاقهای نسیم روی گونه هایم را آب و جارو می کنند.
sArA

http://360.yahoo.com/my_profile

H. Hessami در خردادماه 4, 1388 7:53 صبح

دوست عزیز با سلام مطلب شما در باره دانشکده نفت آبادان جالب است ولی حروف AIOC
علامت اختصاری شرکت نفت انگلیس و ایران بود و علامت اختصاری دانشکده نفت ابادان هست A I T
مدیریت وبسایت:
درود بر شما دوست گرامی.این حروف هنوز هم در پرونده های قدیمی و نیم قرن گذشته و نیز مکاتبات برای خطاب قرار دادن این دانشکده استفاده می گردد و دقیقا همین معنای دانشکده را داشته و نیز در Hزمایشگاه این دانشکده دقیقا در زیر نام دانشکده نفت Hبادان همین چهار حرف قید شده است.ممنون از توجه و دقت شما.یا حق

بابک محمد رضا بیگی در مهرماه 22, 1389 11:03 صبح

سلام به یکی از دانشجویان سال اخر بازرسی نفت



نظر ارسال کنید