آبادان ، قلب تپنده صنعت نفت ايران ، از همان سال هاي آغازين پيدايش نفت ، به سبب حضور گروه هاي مختلف مهندسين ، تكنسين ها وكارگران خارجي كه در صنايع نفتي به كار گمارده شده بودند ، از سال ها قبل از تأسيس و ايجاد سالن هاي رسمي سينما ، شاهد نمايش فيلم هاي صامتي بود كه در مكان هاي پراكنده مثل توقفگاه هاي اتومبيل و باغ ها با قيمت نازل براي مردم به نمایش در می آمد و نيز كارمندان انگليسي شركت نفت آن زمان ، گهگاه با خودروهاي سيار در گوشه و كنار شهر مستقر مي شدند و به نمايش فيلم هاي كوتاه بهداشتي و تبليغاتي مي پرداختند . در آبادان عمر سينما تقريباً برابر عمر پالايشگاه عظيم نفت (1287) است .در بولتن اولین جشنوارهء فیلم نفت آمده است که :
«به موازات گسترش تأسيسات صنعت نفت و همگام با آن گسترش شهر و افزايش جمعيت ، در كمتر از 65 سال ، آبادان با داشتن 13 سالن سينماي عمومي و بيش از 6 سينما متعلق به شركت ملي نفت ايران ، داراي بيشترين سالن هاي سينما در استان خوزستان و به احتمال زياد بين شهرهاي ايران - بعد از تهران - شد كه البته با گذشت زمان از شمار اين سينماها كاسته شد»
در حالی که طبق بررسی ها و پژوهشهای معتبر این برآورد خالی از اشکال نیست چرا که در این آمار ، سه سالن سینماهای مربوط به نیروی دریایی از جمله سالن لوکس و مجلل باشگاه ملوان در بوارده جنوبی و نیز سینمای کوچک گمرک ،سینمای ارامنه و چند سینمای دیگر در نظر گرفته نشده است و با لحاظ نمودن این سینماها ،آبادان دارای 28 سینمای کوچک و بزرگ بوده که در میان تمامی شهرهای ایران بعد از تهران بالاترین رتبه را دارا بوده است.در کتاب آمار ایران در سال 1353 خورشیدی که زیر نظر سازمان برنامه و بودجهء کشور چاپ و منتشر می گردید ،آمار سالنهای سینمای چند شهر بزرگ کشور بدینگونه نوشته شده است :
1-تهران 39 سینما 2-آبادان 28 سینما 3-شیراز 9 سینما 4-اصفهان 4سینما 5-مشهد 4 سینما.
همزمان با شروع پروژه ساختماني پالايشگاه نفت ، انگليسي ها محلي براي نمايش فيلم احداث كردند و با دستگاه آپاراتي كه از انگلستان آورده بودند ، تقريباً به طور منظم به نمايش فيلم هايي به زبان اصلي پرداختند .اولین سالن سینمای آبادان که بطور منظم و مرتب در آن فیلم نمایش داده شد ،سالن سینمای انگلیسیها در محل پتروشیمی فعلی ابادان بوده است که بعدها با ساخته شدن سالن سینما تاج این سالن را کارمندان ارشد انگلیسی به کارگران هندی تحویل دادند و این سینما که تا سه سال پیش هنوز هم بقایای آن باقی بود ،به سینما هندیها مشهور گشت.این سالن که سوله ای ساده بود و فقط فیلمهای صامت در آن نمایش داده میشد دارای یک پیانوی مارک korg بود که این پیانو نیز تا سه سال پیش وجود داشت ولی به دلایل نا معلومی!!! ناپدید گردید. یک افسر هندی که نواختن پیانو را در نیروی دریایی انگلستان آموخته بود در هنگام پخش این فیلمهای صامت وظیفهء نوازندگی و ارائه موزیک مطابق با حال و هوای فیلم را داشت. اولین فیلمی نیز که در این سینما به نمایش در آمد فیلم سینمایی میمون وحشی بوده است .
از اولين سالن نمايش ، نه فقط مردم شهر بلكه كارگران ايراني و هندي شركت نيز حق استفاده نداشتند ، البته انگليسي ها گهگاه در مناطق مختلف شهر با آپارات سيار فيلم هاي خبري بهداشتي و تبليغاتي به زبان اصلي نمايش مي دادند كه اگر چه مردم چيزي از فيلم ها دستگيرشان نمي شد ولي به محل نمايش هجوم مي بردند . اين سينماي سيار معمولاً در محل قرنطينه (محل سابق اداره بهداشت در كنار اروند رود) و حياط دبيرستان رازي تشكيل مي شد .یکی از کارگران ایرانی که برای پخش این فیلمها و به عنوان آپاراتچی استخدام گردیده بود و تا کنون در قید حیات می باشد و مردم آبادان به مناسبت شغلش او را عبدا... فیلمی می نامیدند در حال حاضر در بازار جمشید آباد مشغول کار و کسب است.
با پايان يافتن كارهاي ساختماني پالايشگاه و نزديك شدن زمان بهره برداري،انگليسي ها در كنار ساير امكانات و تسهيلات رفاهي نظير خانه هاي مجلل و مشجر ، بيمارستانها ، فروشگاه هاي بزرگ ، باشگاه هاي قايق راني ، اسب دواني ، گلف و استخر، در محل نزديك منازل سازماني رؤسا و كارمندان عالي رتبه شركت باشگاهي ورزشي و تفريحي به نام «جيم خانه» ساختند كه مدت ها در آنجا فيلم نمايش مي دادند . پيش از جنگ جهاني دوم ، در شرق آبادان ، در نزديكي محله بوارده جنوبي ، سينماي مجللي با آجر نسوز قرمز رنگ (موسوم به آجر لندني) ساخته شده بود كه در سال 1323 با نام سينما تاج افتتاح شد و محل اجراي نمايش و كنسرت هاي بزرگ نيز بود .
سينما تاج با 1178 نفر گنجايش ، تا مدت هاي طولاني فقط در انحصار رؤسا و كاركنان شركت قرار داشت .ساختمان سینما تاج که به شکل شیر نشسته ساخته شده بود ،دقیقاً به شکل کلاه ملکهء انگلستان طراحی شده است.
با گسترش پالايشگاه ، براي كارمندان و كارگران ايراني و هندي شركت نيز چند سالن سينما تأسيس گرديد . سينماي باشگاه نفت آبادان با دو سالن در منطقه بهمنشير ساخته شد . سالن زمستاني 700 نفر و محوطة تابستاني آن 1500 نفر گنجايش داشت و ويژة استفاده كارگران شركت نفت و اعضاي خانوادة آنان بود .
سينماي باشگاه گلستان نيز با 200 نفر گنجايش در منطقه بريم و سينماي تابستاني بريم (انكس) با 1000 نفر گنجايش براي استفاده كارمندان شركت نفت و اعضاي خانواده آنان (كه عضو باشگاه بودند) تأسيس شده بود . سينماي باشگاه نفت پيروز با 700- 600 نفر گنجايش آخرين سينماي شركتي بود كه ويژه كارگران ساخته شد و سالن نمايش دانشكده نفت نيز متعلق به شركت نفت بود كه در آنجا بيشتر فيلم هاي علمي - آموزشي نمايش داده مي شد .سینمای روباز باشگاه ملوان نیز اولین سینمای ایران بود که دارای امکان پذیرایی شام همزمان با پخش فیلم بوده و به همین دلیل دارای شش پردهء مجزا در شش جهت بوده است.
شركت نفت ایران و انگلیس در آن زمان ، براي تهيه فيلم ، به طور مستقيم با كمپاني هاي مشهور فيلم سازي مانند «متروگلدوين ماير» ، «كلمبيا» ، «فوكس قرن بيستم» ، «يونايتد آرتيستز» و«والت ديسني» قرارداد بسته بود . به همين سبب برخي از فيلم هايي كه در سينماهاي لندن به نمايش درمي آمد ، گاهي همزمان در سينما تاج و ساير سينماهاي كارمندي و كارگري شركت نفت نيز نمايش داده مي شد . اولين سينماي متعلق به بخش خصوصي كه عموم مردم مي توانستند از آن استفاده كنند در سال 1310 با نام «سينما شيرين» ساخته شد . اين سينما به عنوان تنها سينماي غيردولتي آبادان در آن زمان ، سينماي مجهزي با دو طبقه سرپوشيده و يك سالن نمايش تابستاني بود ، بعد از جنگ جهاني دوم ، با افزون دو طبقة ديگر به ساختمان آن ، تبديل به بزرگ ترين سينماي خوزستان - و بلكه ايران - شد .البته بعدها مدیران سینما رکس نیز قرار دادی با شرکت فیلم سازی فوکس قرن بیستم منعقد نمودند که بدین ترتیب مردم عادی آبادان نیز همزمان با مردم شهر نیویورک در ایالات متحدهء آمریکا و لندن در انگلستان قادر به تماشای آخرین فیلمهای هالیوودی شدند.
سینماهای آبادان اعم از سینماهای شرکت نفت و سایر سازمانها و چه سینماهای شخصی دارای درجه بندیهای متفاوت از عالی تا معمولی بودند که در سالنهای شرکتی این درجه بندی عالی تا معمولی کارکنان ارشد تا کارگران عادی را در بر می گرفت و در بخش خصوصی این رتبه بندی بستگی داشت به محل احداث این سالن ها در محلات مختلف و وضعیت معیشتی مردم آن محل ،مثلاً سینما نور در لین یک احمد آباد سینمایی معمولی محسوب می گردید و مشتریان این سینما نیز اغلب از عامهء مردم بودند ولی سینما سهیلا که در منطقهء امیری واقع بود دارای امکانات بیشتر و مجهزتر و مشتریان خاص بود.
پس از انقلاب فقط چند سالن سينماي محدود- به تعداد 6 سالن - فعال بودند كه با شروع جنگ تحميلي عراق ، همه سينماهاي آبادان تعطيل شدند و همگي نيز در طول جنگ آسيب ديدند و تعدادي نيز به كلي ويران شدند . سينماهايي كه در سالهاي اخير در آبادان بازگشايي شده عبارتند از سينما نفت(تاج)، سينما ايران، سينما آبادان، سينما پيروز ، سينماي تابستاني بريم، سينماي تابستاني باشگاه آبادان.
......هر چند که در حال حاضر عملاً فقط شاهد فعالیت سینما نفت (تاج سابق) در آبادان می باشیم ولی شهر آبادان همچنان به عنوان یک شهر هنری و هنرپرور مطرح می باشد و سینماگران بیشماری از جمله منوچهر طیاب(بزرگترین مستندساز جهان)ناصر تقوایی ،نجف دریابندی(دریا بندری)، حمید فرخ نژاد ،رویا افشار ،پیمان ماندگار و.... را تقدیم جامعهء سینمایی ایران نموده است.
در اینجا لازم است تا از دوست گرامی و هنرمندم آقای آرش آبخو بخاطر اینکه سخاوتمندانه اجازه دادند تا از عکس سینما رکس ایشان در این مطلب استفاده کنم سپاسگزاری کنم.
Abadan, heart of the oil
industry, the early emergence of oil, due to the presence of different groups
engineers, technicians external pro bono work in the oil industry were handled,
many years before the formal establishment and create cinema hall seen silent
films which was scattered in places such as car parking and garden with low
prices for people was displayed in English and oil company employees at the
time, occasionally with mobile vehicles in the city of further cooperation were
based and health and short films are paid advertising. Cinema in Abadan in life
than life, almost huge oil refinery (1287) is. Jshnvarh' first film in the
Bulletin of the oil is:
"Parallel to the oil industry and development facilities along with the
increasing population and expanding city, less than 65 years, Abadan, with 13
public theater cinema and more than 6 belong to National Iranian Oil Company,
the highest cinema theaters in Khuzestan province and most likely between the
cities of Iran - after Tehran - which of course over time the number was
decreased cinema "
While the research review and valid form of this estimate is not empty because
the statistics, three halls Synmahay of the Navy and sumptuous luxury saloon
club sailors in South Bvardh small cinema and customs, Armenians and some cinema
cinema considered not in terms Nmvdn and cinema, Abadan with 28 large and small
cinema which among all the cities after Tehran was rated offers. the book of
statistics in 1353 under the Plan that solar Bvdjh' country and was published
in, statistics cinema halls in large cities is written thus:
1 - Tehran 39 Cinema 2 - Abadan 28 Cinema 3 - Shiraz 9 Cinema 4 - 4 Cinema 5
Isfahan - Mashhad 4 Cinema.
Simultaneously starting oil refinery construction project, the British were
building the local film and display device of Paraty brought England almost
regularly screened films in the main language began.'s First cinema in Abadan,
which it regularly arranged Show the film, British cinema in Abadan Location
Company is current with the later being built the theater hall Crest senior
staff were delivered to English workers Hindi cinema and that three years ago,
it remained still remains to Indian cinema was known. Salon that the room was
simple and the only silent films were shown a piano korg Mark was also the piano
three years ago, there was reason to doubt it! Was missing. U.S. Hindi playing
piano in the British Navy had learned when playing the guitar and Vzyfh' silent
films presented in accordance with music and film will air. The first movie in
the cinema film was shown in monkey is wild.
Of the first theaters, not just the city but the company's Hindi Iranian workers
and were not right, but sometimes different parts of the British city Agarak
mobile films to public health and advertising displays that the main language,
although what the film But Game was not Dstgyrshan View invasion took place.
Mobile cinema usually quarantine (place alongside former Health Rood) and Razi
school courtyard was formed. One of the Iranian workers who distribute films and
had been employed as Paratchy and so far is living and Abadan to the occasion of
his job Abdullah ... Films are currently on the market called Jamshid Abad
business is busy.
End of the construction works near the refinery and to exploit time, in English
alongside other welfare facilities such as luxury homes and Mshjr, hospitals,
shops large, yachting clubs, horse race, golf and pool, the location near Heads
of organizational homes and high-ranking company employees club called "Jim
Home» made that long there were film displays. Before World War II, East Abadan,
near Area Bvardh southern cinema with plush red brick (called a brick in London)
was built in the year 1323 opened with the name and location of Crown Cinema
performing concerts and large was also.
Crest Cinema with capacity of 1178 people, as long the monopoly of only heads
and employees, respectively. Cinema building in the form of milk sitting Taj was
built, precisely shaped cap is designed Mlkh' England.
Expanding the refinery, employees and workers Hindi Iranian and also a theater
company was established. Cinema Club Naft two Bhmnshyr hall was built in the
region. Hall winter and summer Mhvth 700 people and had 1500 people capacity and
use of special oil company workers and members of their family.
Cinema Club of Golestan with capacity of 200 people in summer and cinema
Breymann Breymann (Anks) with capacity of 1000 people use the oil company
employees and family members (who were Club) was founded. Cinema Club Oil win
with 700 to 600 people capacity last cinema company that was built especially
workers and Oil Department of theaters owned oil company was there, more Film
Academic - Departments will be displayed. Outdoor cinema club the first sailor
Cinema was a dinner reception facilities simultaneously broadcast film and why
six separate six for bamboo is.
Iranian Oil Company and British at the time, preparing film, directly with
companies such as the famous film "Mtrvgldvyn Meier", "Colombia", "Foxx
century", "United Artists" and "Walt Disney" in the contract . And so some of
the films that came Synmahay London View're really, sometimes simultaneously and
other Synmahay Crest Cinema employees and oil workers were also shown. The first
cinema belongs to the private sector that the public could use it in 1310 with
"Cinema" Shirin was created. The cinema as the only non-Abadan cinema at the
time, cinema equipped with two floors and an indoor theaters in summer after
World War II, the addition of two other class of building, to become the largest
cinema in Khuzestan - and Iran, but - was. Of course, later the Rex cinema
managers contract with Twentieth Century Foxx film thus concluded that ordinary
people have the same time the city of Abadan in the United Mthdh' America New
York and London in England able to watch the latest movies in Hollywood.
Synmahay Synmahay including Abadan Oil and other organizations and what degree
personal Synmahay different Materials to normal were higher in the corporate
halls of higher grade to senior staff to regular workers remained normal in the
private sector and this ranking will depend on the residence hall constructed in
various neighborhoods and living conditions of the place, for example, a gentle
light in cinema cinema Ahmadabad was considered normal, and customers often the
cinema, but cinema Amh' were people who Mntqh' Soheila Amiri was located more
facilities were equipped and customers.
After the Revolution, only a few limited theater - the number 6 Hall - were
active by the start of war in Iraq, all Synmahay Abadan were shut down and
everyone saw the damage during the war and some were completely destroyed.
Synmahayy that in recent years include the opening cinema in Abadan Oil (Crown),
Cinema of Iran, Abadan cinema, Cinema victorious, Cinema Summer Breymann, Cinema
Summer Club Abadan.
...... Although now virtually control activities only oil film (former Taj) in
Abadan Abadan, but still we as a city of art and is regarded Hnrprvr and
countless filmmakers including Manouchehr Tyab (biggest Documentary world)
Nasser Taghvai, Najaf realize (sea port), Hamid Farrokh Nejad, Roya Afshar, and
lasting treaty .... Cinema of the society is dedicated.
Here is necessary to an artist friend of dear Mr. Arash aquifer because
generously allowed Images Cinema Rex He thanked want to use this article.
سلام جناب مهتابی.
از توضیحات شما ممنون.نمی دانستم در این مورد بر شما هم ستم شده.متاسفم ،بسیار هم متاسفم برای آقای طرفی...اما ای کاش صبر می کردید،بیشتر صبر می کردید و نتایج زحمات تان را خود به ثمر می رساندید که حتم مسلم از آن چه در کتاب آقای طرفی منتشر شده بهتر و مستند تر می شد...مثل مستند شماکه نام زیبایی هم داشت،شیره سنگ...با کارگردانی خوب شما و صدای فوق العاده دوست خوبم رضا کریمی...شاد باشید.
باز هم سلام...
یادم رفت بگویم عنوان تحقیقی شما بسیار با مسماو زیباست،از باکره مقدس تا خضر نبی...
سلام آقای مهتابی.مطلب زیبا و خواندنی بود و بسیار اثر گزار.من هم این روز رو به همهء سینماگران آبادانی و بویژه جنابعالی که از افتخارات این استان هستید تبریک میگم و براتون آرزوی بهروزی می کنم.راستی من متاسفانه آبادانی نیستم سربندری هستم ولی عاشق آبادانی های مهربون مثل شما بوده و هستم
باید بگویم برای من یکی مطالب فوق العاده جالبی بودند. پدرم هم هروقت از دوران جوانی حرف می زنند جذابترین و بیشترین خاطراتشان با سینماست. جالب است برایم که از کجا به این تاریخچه ها دست پیدا می کنید؟ به هر شکل متشکرم، اطلاعات خیلی خوب و صد البته افتخار آمیزی کسب کردم. موفق باشید و با آرزوی قبولی طاعاتتان در ماه مبارک.
باید بگویم برای من یکی مطالب فوق العاده جالبی بودند. پدرم هم هروقت از دوران جوانی حرف می زنند جذابترین و بیشترین خاطراتشان با سینماست. جالب است برایم که از کجا به این تاریخچه ها دست پیدا می کنید؟ به هر شکل متشکرم، اطلاعات خیلی خوب و صد البته افتخار آمیزی کسب کردم. موفق باشید و با آرزوی قبولی طاعاتتان در ماه مبارک.
سلام بااینکه اینجا سینماهایی داریم که صدای فیلم از دسته صندلی هر کس پخش میشود یا حتی بچه های کوچک نیز از دورترین نقطه میتوانند پرده سینما راببینند اما هروقت سینما میرم بی اختیار خاطرات خوش سینما تاج جلوی چشمم است وبهش افتخار میکنم
سلام بااینکه اینجا سینماهایی داریم که صدای فیلم از دسته صندلی هر کس پخش میشود یا حتی بچه های کوچک نیز از دورترین نقطه میتوانند پرده سینما راببینند اما هروقت سینما میرم بی اختیار خاطرات خوش سینما تاج جلوی چشمم است وبهش افتخار میکنم
سلام با اینکه اینجا سینماهایی داریم که صدای فیلم از دسته صندلی هر کس پخش میشود یابچه های کوچک هم میتوانند از ردیف آخرفیلم را به راحتی تماشا کنند ولی هروقت سینما میرم خاطرات شیرین سینما تاج جلوی چشمم است و همیشه بهش افتخار میکنم
ولد زن به شما سلام می کند.خواندم.باافتخار. جاوید شاد
دوست بزرگوارم جناب مهتابي . از تلاش مقدس و ماندگار شما بسيار سپاسگزارم . اميدوارم اين تلنگر شما خواب خفتگان را آشفته سازد و بيداري بدخواهان اين مرز پرگهر را بر هم بريزد . هدف هنر عين روشمندي اش ، مقدس است و هرآنكه هنر را كه مبداء و معادي الهي دارد ، دستخوش اهداف زودگذر ميسازد ، بدون شك نسبت و قرابتي با مفهوم هنرمند ندارد.بيان دردها ، مصائب والبته زيباييهاي زندگي ، براي آموختن به ديگران ، براي تقبيح زشتي و تكريم زيبايي ، رسالتي الهي است. رسالت ما در زندگي،كشف زيبايي است . باقي همه انتظار مرگ است و انتظار و انتظار . و سينما ، چه زبان فصيحي است براي شرح اين دلدادگي ...
جناب مهتابی از لطف شما بسیار سپاسگزارم
توضیحات کامل شما بیانگر پیشینه فرهنگی این شهر است
همچنین جا دارد که یادی از دوست جوان و هنرمندو همشهری عزیز جناب رامتین لوافی پور نمائیم.
سر بلندی شما را از خداوند خواهانم
سلام کا.قشنگه
سلام آقای مهتابی...تلاش شما واقعن شایسته ی تحسینه...همچین مطالبی مخصوصن برای مایی که جز سینما تاج چیزی ندیدیم خیلی جالبه...ممنونم...یاحق...
سلام سایت خوبی است موفق باشی
سلام دوست من،
این همه نشان از خاک غریب و دیار عجیبی است که سرشت و شمایل مردمان بسیاری را شکل داده،آبادان...آبادانی ها...
شاد باشی همیشه.
سلام دوست خوبم.
یک بار پیغام گذاشتم اما نمی دانم چرا ثبت نشد...
خاک غریب و دیار عجیب با همه یادگار هایش،آبادان،آبادانی ها.شاد باشی همیشه.
هميشه به داشتن اين مكانها سينما و باشگاه به همه پز داده و باليده ام.
سلام آقاي مهتابي كتابي جمع آوري كردم با عنوان سينماي آبادان ويادمان سينما ركس كه در همين هته طبق مذاكرات قبلي براي ناشر مي فرستم اگرچه مطلب تاريخچه سينماي آبادان را از آقاي عباس بهارلوداريم ولي مطب شما متفاوت وقابل اراءه است .لذاتقاضا مي شود جهت هماهنگي تماس بگيريد .ممنون
سلام جناب مهتابي بسيار استفاده كردم... فكر اينكه سال 53 آبادان 28 تا سينما داشته و مشهد شيراز 9 تا يا ... و حالا ... آدم رو به كف عميقي فرو ميبره ... ممنون و موفق باشيد ...
زحمات آن همشهری ارجمند در تهیه این مطالب قابل قدردانی و سپاس فراوان می باشد. شکی نیست که هنر سینما در پرورش فرهنگی جوانان برومند آبادان نقش اساسی داشته و جای خالی آن در حال حاضر کاملا مشهود میباشد. امید که با یاریگری اهالی فهیم و هنرمند زمینه تربیت نسل جوان فراهم گردیده خاطره های روزگاران وصل جاودان گردد. ان شاالله.
سلام
ميهماني خدا بر شما هم مبارك باد شما هم ما را دعائي بفرمائيد.
واقعا دستتان درد نكند يكي از نكات متاسفانه منفي كه حتي دامن گير جوانان همشهريمان شده اطلاعات غلط و كذبي است كه با تمام خوش بيني كه بخواهم بكار ببندم توسط كساني كه گذشته پر شكوه ابادان براي انان بصورت يك عقده درامده است منتشر گرديده و از ابادان سيماي شهري صرفا محل عيش و نوش و بس را در انظار جلوه گر ميكند كذبي كه متاسفانه از سوي بزرگان اين شهر در زمينه هاي مختلف برخورد در شاني با ان صورت نگرفته است.
جوانان شهر ما بايد بدانند كه اين شهر در زمينه هاي مختلف بصورت ركني در كشور بود كه سينماهاي اين شهر و كارگردانانهائي كه تقديم اين كشور كرد باعث رشد و تعالي اين هنر گرديد .
راستي در عكسي كه از پل ايستگاه هفت گذاشتم در انتهاي تصوير ساختمان سينما ساحل هم موجود است.
دست شما درد نكند بابت تلاش زيبايتان.
التماس دعا يا علي
سلام
بابا با مرام نمی خوای این لوگویی که برات ساختیم رو تو وبلاگت بذاری؟
تاریخ سینما آبادان خیلی جالب و روان بود
آقا شاهرخ خیلی نوکریم! ما که اون زمون ها نبودیم سینماها آبادان را ببینیم.. زبان ما شهر ویران شده تحویلمون دادند.
سلام بر شما دوستان گرامی،هواداران محترم،مودب و متعصب تیم محبوب صنعت نفت آبادان.دوستان گرامی،قبول دارم که در ایام شیرین و پرنازو نعمت این شهر پر رمز و راز شما و خیلی های دیگر هنوز به دنیا نیامده بودید(خود من هم 9 ساله بودم که دوران سخت آوارگی و هجرت آغاز شد)و بسیاری از زیباییها را ندیدیم و فقط از بزرگترها شنیدیم و حسرتش را کشیدیم و اکنون بر خرابه های آن عظمت از دست رفته نشسته و مرثیه می سراییم...ولی دوستان گرامی خوب است که به این سوال من پاسخ دهید:آیا این ویرانی و فاجعه در این شهر مورد خواست من،شما و یا والدین و حتی سیستم حکومتی ما بوده است؟مطمئناً منصفانه پاسخ خواهید داد که خیر،شهر ما مورد هجوم دشمنی اشغالگر واقع گردید و ناخواسته قربانی حرص و آز یک سردار دیوانهء جنگ افروز به نام صدام قرار گرفت،در طی این دفاع مقدس و جانانه شهر ما و همهء شهرهای ما بهترین جوانان را تقدیم حفظ این شهر و سایر سرزمینهای ایران اسلامی نمودند تا آنجا که نه قلمی را میشناسم و نه دوربینی را دیده ام که بتواند نمی از یم آنهمه فداکاری و ایثار را بازگو کند...اکنون که این شهر نیمه ویرانه به ما رسیده چه باید بکنیم؟در پاسخ به بزرگواریهای شهدایمان چه وظیفه ای را در پیش رو داریم و باید چه کنیم تا هم راه آن بزرگواران شهید را ادامه دهیم و هم شرمندهء آنان که مانده اند و ما را نظاره می کنند نباشیم؟دوستان خوب و جوانم،بیایید به جای خواندن آیهء یاس(که در هیچ کتاب مقدسی و بر هیچکدام از پیامبران بزرگوار نازل نگردیده است)دست در دست هم نهیم و این شهر محتضر را بار دیگر حیات دوباره بخشیم.دوستان و یاران بزرگوار،خدا میداند که یکایک شما خوبان چقدر برای من عزیز و ارزشمند هستید و همیشه به جوانان با مرام و غیور این شهر بر خود بالیده ام،راهی را که در پیش روی داریم راهیست سخت و طولانی ولی مقصد آن روسفیدی است و گردن فرازی در برابر نسلهای بعد از ما....آبادان خوب ما هم اکنون بیشتر از هر زمان دیگری چشم انتظار یاری من و توست،همچون مادری دلشکسته که با حسرت چشم به یاری دستان توانمند فرزندان جوانش دوخته است...دستها را به پیش آوریم.....
سلام
عبادات شما هم مقبول خداوند بابت عدم اطلاع شرمنده ولي بابت مطلبت اتفاقا چند تا كامنت بالاتر براي شما مطلبي گذاشتم دقيقا چهارتا بالاتر ماشالله چون دوستان زياد كامنت گذاشته اند ميان آنها گم شده .
بازهم بر شما درود كه تلاشي پاك در اين راه داريد.پيروز و سربلند باشيد
التماس دعا يا علي
سلام
بابت عدم اطلاع پوزش ميخواهم اما راجب اين پست مطلبي را نوشتم كه موجود است بازهم تشكر از محبت شما بروزم با مطلب جنگ نا برابر.
يا علي
سلام
خوبيد خيلي خوشحال شدم كه يك همشهري ديگه را در وبلاگم ديدم
البته من اصالتا اباداني هستم و ساكن اهواز اما هميشه گفتم ابادان يه چيز ديگه اي هست
وبسايتتون خيلي صفا داره
تبريك مي گم
من شما را لينك مي كنم نه به خاطر اينكه من را لينك كنيد به خاطر ابادان
يا علي
سلام همشهریه عزیزم. خیلی خوشحالم که به وبلاگ کوچیکه من سر زدی. وبلاگتون رو سیو کردم که سر فرصت با دقت همه مطالبش رو بخونم. موفق باشی.
باز هم به من سر بزن. خوشحالم می کن ی
راستی من متوجه نشدم چطوری باید اسم قاصدک رو به اسامیه دوستانتون اضافه کنم:-؟
سلام
خوبي كوكا ؟
چه اسم با حالي گذاشتي ها
اينو بهتون حق مي دم كه حق اباداني ها ضايع شده
موفق باشي
باز هم بيا
باي
پنج مهر از آبادان خواهم نوشت . باید بنویسم از خیس شدن اشکهایم در کنار اروند رود
پنج مهر از آبادان خواهم نوشت . باید بنویسم از خیس شدن اشکهایم در کنار اروند رود
سلام
برادر عزیزم با ایده و طرحتان موافقم و امیدوارم که در موردهای دیگر هم بتوانیم اینگونه عمل کنیم فعلا مطلب مشخصی را نمیتوانم اسم ببرم ولی حتما مطلبی را آماده خواهم کرد.
با تشکر از شما
سلام جناب مهتابی عزیز...
عجب پیشنهاد به جا و جذابی،اصلا کار مهم وبلاگ ها همین است،چیزی که به بازی وبلاگی معروف شده...من هم در این بازی جذاب واژه ها هستم، سعی می کنم با نوشته ای در کار پیشنهادی شما شرکت کنم.سالروز شکست حصر آبادان گرامی باد...ممنون از شما.
همشهری گرامی سلام.
جایزه هم داره؟ البته مو 31 شهریور طرح یه قصهء کوتاه رو زده بودم ولی خب وقتش نشد. یادش بخیر. او روز تو منطقه سومار امدادگر بودم و همه بم تبریک می گفتن. امید که بتونم کاری انجام بدم.ان شاالله
سلام. امیدوارم این پست پاسخی به درخواست شما باشد. خبرم کنید.
http://www.asalbanoomardazad.blogfa.com/post-71.aspx
سلام جناب مهتابی
با(آتش در دو سوی خاک مقدس)اجابت دعوت شد. شاد باشید.
سلام خوشحال شدم باهاتون آشنا شدم.بنویسین محرومیت ها رو بلکه بعضی ها یه تکونی بخورن...
سلام من تصادفی از این سایت دیدن کردم.خسته نباشید .خوشحالم از اینکه شما چنین عملی راانجام دادید .من هم در حال فعالیت در همین زمینه هستم خوشحال میشوم من را کمک کنید اگر هم دوست داشتید یه آرم برای این سایت طراحی کنم.به امید موفقیت روز افزون شما و همه بچه های آبادانی مخصوصا بچه های فیلم سازی
salam
matalebeton delneshino jazab va delneshine
movafag bashid
اول: خراب ِاسم سايتتّم: obodan
دوم: قسمت بزرگي از تاريخ سينماي ايران با آبادان پيوند حورده است.
شاد و مشغول باشيد
dorud.
dametan garm, az dur yad e shahr khofteh zendeh mikonid
payandeh baashid
ای ول
یاشاسین آبادان
مرحبا
اهلا و سهلا
عربا تو صحنن
باسپاس ازمطلب خوبت كه نوستالژي شيرين كودكي ماست.سوار بر دوچرخه.عبورازلين دوغه.خيابون زند(طالقاني).كليساي ارامنه.دبيرستان رازي.خيابون شهرداري.كوچه دژبان.ودوباره: لين دوغه.وبعدازظهر تابستان پياده تا سينما بهمنشير.و همواره بحث درمورد سينما.به اميد شكوه مجدد آبادان.
سلام من متولد آبادان نیستم ولی از سال 71 تا77 اونجا زندگی کردم خیلی از شهرهای ایران زندگی کردم ولی خداوکیلی هیچکدومشون آبادان نمیشن انصافا خاکش دامنگیره واقعا حیف از آبادان با این موقعیتش فقط بخاطر بی توجهی مسولین به این شهر باید بصورت نیمه ویرانه باقی بمونه شهری که تو خیلی از زمینه هابعد از تهران دومین شهر بوده از جمله سالنهای سینما که شما بهش اشاره کردید و الان شاید بیستمین شهر ایرانم نباشه به خدا اگه بخوایم عقب موندگی آبادان رو فقط به گردن جنگ بندازیم بی انصافی کردیم مگه جاهای دیگه دنیا جنگ نشده همین بوسنی الان اثری از آثار جنگ توش نیست بابا 20 ساله جنگ تموم شده جنگ بهونه است اینا نمیخوان به این شهر اهمیت بدن و این وسط مردم ستم کشیده آبادانن که باید حسرت گذشته رو بخورن به والله اگه به این شهر اهمیت داده بشه کیش و قشم و بندر عباس رو باید تعطیل کنن و دقیقا بخاطر همین موضوعه که نمی خوان آبادان رونق گذشته رو بدست بیاره موفق باشید به امید روزی که آبادان رو بهتر از گذشتش ببینیم
درود بر همشهریان گرامی
برای من که زیاد یادی از سینماهای آبادان عزیز ندارم ابن مطالب بسیار جالب و خواندنی بود خسته نباشید
زنده باد شهر خدا موفق و پاینده باشید بدرود
سلام مجدد به فرزند خلق سرزمین نفت
مطلب بسیار جالب و زیبایی بود و راستش کلی دلم گرفت و بغض گرفتم! یاد اون روزا بخیر!
راستی مسجدسلیمان هم فکر کنم مجموعا 4 سینما داشت دو سینما خصوصی داشت به نام های سینما دیانا و سینما ستاره آبی و دو سینما شرکت نفت یکی سینما باشگاه مرکزی که خاص کارمندان بود و سینما باشگاه نفتون
زنده باشی
اختر
من علي هستم متولد 1363 وبچه مشهد هستم اما بزرگ شده ابادان هستم دلم براي شهرم تنگ شده به اميد ديدارت شهر من وسلام بر ابادان وكل شهرهاي استان خوزستان و مي گم دوست دارم
من حسن روشني متولد1347درشهرآبادانم،شهري كه فكرميكنيم هست ولي فقط اسمي ازش مانده،الان سالهاست كه ساكن كرج ميباشم وفقط با يادگذشته هاي آن دلخوشم ونفس ميكشم سال قبل دردنامه اي بنام پرسه دركوچه پس كوچه هاي غريبي نوشته ام كه به صورت كتابي ميباشدوخاطرات واقعي خودم ازشهرهميشه زيباوجاويدآبادان است هركدام از همشهريهاي عزيزاگرخواست كه خاطراتم رابرايش ارسال كنم به من ايميل بزنه
با سلام
ازاین همه مطلب خواندنی لذت بردم واحساس افتخارتوائم با غم کردم .
راستش دلم برای آبادان خیلی تنگ شده است دنبال فرصتی هستم که فرزندانم را برای بازدید ازابادان به آنجا بیاورم .
خیلی ممنون از تجدید خاطرات
و اما به دور از آنچه که همه می گویند
دوستان عزیزوجناب آقای مهتابی تکرار کردن چیزی هایی که همه ما میدانیم باعث می شود ما همین یک سینماهم که داریم، نرویم و نفهمیم و در این نفهمی شیرین هی تکرار شویم.
این نسل اگر نسلی باشد متفکر و اندیشمند امروز فراتر از مرز می نگرد .
ناصر تقوایی هیچ وقت به چیزی تکیه و افتخار نکرد که تقوای شود،اما از فضا و تضادهای اطرافش و زادگاهش ساخته شد و هیچ وقت در هیچ کجا شما مطلبی ندیده و نشنیده اید که بخواهد اسطوره سازی کند اگر چه آبادن را بسیار و بی نهایت دوست می دارد.
نقوایی اگر قرار بود تک بعدی شود دیگر (ای ایران) را در ماسوله نمیتوانست بسازد و در مورد کوچک جنگلی بنویسد
من هنوز از میان این نسل جدیدآبادان، هنرمندی را ندیدم که بتواند مثل تقوایی در باره وطنش بنویسد و فکر کند.
سلام ای مردبزرگ بیش از هزارنفر درسینما رکس آتش گرفتن بخاطر انقلاب آمدن آنرا خراب کردن وشده پاساژحتییک تکه چوب کوچک به یادبود نبود ولی اگر کسانی دیگر یا مذاهب دیگر بود این فاجعه را کمی کمتراز هولوکاس نبود که آنها بسوزند وروغن آنها در جوی وکنار خیابان جذب زمین شود یا ثار..الحسین که نامش درآنطرف دنیا است برک حسین نام داردبدان هرچه باشد ته دلش امامحسین وحضرت ابوافضل است لطفا این خون سوخته شده را بدنیا برسان
سلام به بندریای خون گرم
اگه دوست داشتین سری هم به غزل آشنا که آدرسشو پایین می بینید بزنید
http://www.samadazarnia.blogfa.com/
به من ایمیل بزنید
با سلام ؛
امروز خیلی اتفاقی با این سایت آشنا شدم و با خوندن مطالب آن اشک از چشام جاری شد . بخدا ما آبادانی ها حقمون این نیست . والله حقمون نیست ...
به امید روزی که حق به حقدار برسه .
پیروز و سربلند باشی آبادان
باسلام گرم خدمت تمام آبادانی های ایران زمین:یادآن روزی که ما هم روزگاری داشتیم/عزت وقرب و مقام و احترامی داشتیم/بود بوارده یکی جا و دگر جایش بریم/ اندر آن همجون صفاهان چهار باغی داشتیم /خوش زمانی بودمارا روزگاررانی که رفت /سینه ای بی کینه روح با صفایی داشتیم. تقدیم به تمام آبادانیهای دنیا
سلام به همه آبادانيها
به وبلاگ عموتونم يه سري بزنيد.ضرر نداره